آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٩٤
غير خدا است.
و امّا غير الهمزة: ادوات استفهام غير از همزه نيز گاهى براى تقرير يا انكار ميآيد. ولى اين تفصيلات در آنها جارى نميشود. و كثرت استعمال آنها همانند همزه نيست. و منظور از تفصيلات اينست كه آنچه مورد تقرير يا انكار است بعد از همزه قرار بگيرد. و از اين جهت كه كثرت استعمال ندارد مصنف هم از آنها بحث نكرده است.
و منه اى من مجيء الهمزه: در آيه «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ» همزه براى انكار آمده و معنى انكار نفى است. پس هرگاه داخل بر نفى شود.
نفى در نفى معنى اثبات ميدهد. يعنى خداوند حتما كفايتكننده بندهاش هست. بعضى در اين آيه گفتهاند همزه براى تقرير از مابعد نفى است. يعنى آيا خداوند كفايتكننده بندهاش هست؟ تقرير از نفى نيست زيرا معنى فاسد ميشود. آيات «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ» و «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» نيز معنى تقرير و انكار را دارند. ضمنا بايد دانست كه تقرير از مابعد نفى با معنى انكار نفى هردو يكى است با اندك تفاوت.
فالتقرير: گاهى تقرير بچيزى است كه بعد از همزه قرار دارد.
و گاهى از حكمى است كه مخاطب آنرا ميداند. مانند آيه «أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ» تقرير از چيزى است كه عيسى عليه السّلام آنرا ميداند و مىشناسد. نه آنكه منظور اين باشد كه حضرت عيسى عليه السّلام اين سخن را فرموده. و ما ميخواهيم از او تقرير بگيريم. معنى آيه چنين است: آيا تو «عيسى عليه السّلام» براى مردم گفتى كه خود و مادرت را بعنوان دو خدائى كه غير از خداوند واحدند پرستش كنند.