آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٥٦
و اينان مصنفيناند كه فقط با عبارات عربى كتابى را تصنيف كردند و در رعايت قواعد و قوانين كلام عرب نبودهاند كه بهيچوجه نميتوان بكلامشان استدلال نمود.
و قوله بغيرها: مصنف گفت شرط منفى بلاء عاطفه آن است كه قبل از «لا» بغير «لا» نفى نشده باشد. يعنى غير از «لا» ادوات ديگر نفى نيآمده باشند از اين جمله استنباط ميشود كه اگر قبل از لا منفى بغير ادوات نفى باشد مانعى ندارد مثل آنكه منفى بفحوى كلام، علم متكلم، علم سامع يا امثال اينها مانند افعالى كه دالّ بر نفى هستند مثل امتنع، ابى، كفّ. كه اگر بعد از اينها «لاء» عاطفه بيآيد مانعى ندارد. منفى بفحواى كلام مانند تقديم در زيدا ضربت كه بعد از آن ميتوان گفت «لا عمرا». علم متكلم مثل آنكه بگوئيم جاء زيد لا عمرو. در صورتيكه متكلم ميداند كه غير از زيد كسى نيآمده است. علم سامع مانند آنكه بگوئيم «انه ساكن لا متحرك» بوسيله ساكن معلوم گشت كه او متحرك نيست. و امثال آنچه متكلم يا سامع بدانند مانند آنكه قبل از «لا» فعلهائى از قبيل «امتنع، ابى، و كفّ» كه معنى نفى دارند امّا ادوات آنرا ندارند بيايد.
لا يقال: ممكن است كسى بگويد: مفهوم عبارت مصنف «لانّ شرط منفى بلا ان لا يكون منفيّا قبلها بغيرها» اينست كه قبل از لا نبايد نفى شده بوسيله غير «لا» مانند «ما و ليس» باشد. بنابراين اگر با «لا» ديگرى نفى شده باشد مانعى ندارد مانند آنكه بگوئيم:
«جائنى الرجال لا النساء لا هند»