آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٥٦
منظورش از تغيير اول اينست كه بفهماند در جمله از دو جنبه مسند و مسنداليه بايد جامع موجود باشد و اين معنى را شيئين باتوجه بالف و لام آنكه معنى عموم ميدهد ميرساند و معنى اينطور است كه بايد جامع بين دو ركن كه مسند و مسنداليه است موجود باشد. منظور از تغيير دوم نيز فهماندن همين معنى است كه جامع بايد در دو ركن جمله باشد و اين معنى را تصوّر كه بصورت نكره است نمىفهماند زيرا «تصوّر» نكره در سياق اثبات است و بر يك فرد صدق مىكند و ميفهماند كه در يك متصوّر اگر اتحاد باشد كافى است ولى «التصور» معرفه باتوجه بآنكه الف و لام آن معنى جنس ميدهد معنى اينطور است كه جامع اتحاد در جنس متصور است كه شامل دو مسند و دو مسنداليه ميشود.
شارح بعدا ميگويد كه حق با سكاكى است و تغيير مصنف بىجا و نادرست است.
امّا عقلّى: بعد از مقدماتى كه بيان شد مصنف با نقل كلام سكاكى درصدد بيان جامع عقلى است. جامع عقلى را بسه قسمت تقسيم كرده است: ١- اتحاد در تصور ٢- تماثل ٣- تضايف. منظور از جامع عقلى اينست كه هريك از اين سه قسم وسيلهاى هستند تا عقل بين دو جمله را مرتبط كند. و منظور اين نيست كه عقل ادراك كند.
و هو امر بسببه: اولين قسم جامع عقلى اتحاد در تصور است. بعقيده سكاكى كه تصوّر را نكره آورده اينگونه معنى ميشود: بين دو جمله اتحاد در متصوّر باشد. منظور از اتحاد در متصوّر اتحاد در مسنداليه،