آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٢٧
جمله عزيز من در شعر سعدى:
كسى ملامت وامق كند بنادانى
«عزيز من» كه نديده است روى زيبا را
و نيز مانند جمله «اى خردمند» در شعر همان شاعر:
زبان در دهان «اى خردمند» چيست؟
كليد در گنج صاحب هنر
و مانند جمله «فعلم المرء ينفعه» در شعر «اعلم فعلم المرء ينفعه» كه معترضه است بين «اعلم» و «ان سوف» كه مفعول «اعلم» است. «ان» در اصل «انّ» بوده ضمير شأن محذوف اسم آن. و جمله بعد خبرش. فاء «فعلم المرء» استيناف است. يعنى بدان و علم مرد براى او مفيد است كه بزودى آنچه براى مرد معين شده ميآيد.
لكنّه يشمل: تتميم، تكميل و ايغال از تعريف اعتراض خارج شدند ولى بعضى از صورتهاى تذييل در اين تعريف باقى است. زيرا تذييل ممكن است بين دو كلام باشد كه در اينصورت مانند اعتراض است و ممكن است بين كلامين قرار نگيرد.
فتأمل: بعضى گفتهاند در تذييل شرط نشده كه بين يك كلام يا دو كلام مرتبط قرار بگيرد ولى در اعتراض شرط شده. پس تذييل مباين با اعتراض است.
شارح ميگويد دقت كن كه اين قول فاسد است زيرا تذييل چون «لا بشرط» است شامل اعتراض هم ميشود.
و ممّا جاء: در آيه «فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ. إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ» اعتراض بيشتر از يك جمله است. شاهد جملههاى «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ» است كه بين دو جمله «فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ ... و نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ» قرار گرفته و براى اعتراض