آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٣١
جمله اول. اللّه كاف عبده است كه اخبار است. و جمله دوم هم لفظا و معنا هردو انشاءاند.
او لانّه لا جامع: سومين مورد از موارد فصل اين بود كه بين دو جمله جامع نباشد. شرح معنى جامع بعدا ميآيد. ولى فعلا جامع را بمعنى تناسب معنى ميكنيم. مانند زيد طويل و عمرو نائم. بين اين دو جمله هيچگونه ربطى و تناسب نيست. طول قامت زيد ربطى به خواب عمرو ندارد.
و اما كمال الاتصال: كمال اتصال يكى از موارد چهارگانهاى بود كه مربوط بفصل بين دو جمله ميشد. جائى بين دو جمله كمال اتصال است كه جمله دوم نسبت بجمله اول تابع باشد. توابع پنج قسمند. ولى عطف بواو و صفت از بحث ما خارجاند. سه قسم ديگر عطف بيان. بدل و تأكيد داخل است. تأكيد دو قسم است لفظى و معنوى.
لدفع توهم تجوّز او غلط: تأكيد معنوى گاهى براى دفع توهم تجوّز است يعنى متكلم در كلام خودش تأكيد ميآورد تا سامع توهم مجازگوئى در كلام متكلم نكند مانند «زارنى الوالى نفسه» متكلم ميگويد «زارنى الوالى» سامع باورش نميشود كه خود والى زائر باشد و احتمال ميدهد متكلم مجازگوئى نموده و بجاى آنكه غلام والى بگويد والى گفته متكلم براى دفع اين تجوّز كلمه «نفسه» را ميآورد.
و گاهى تأكيد معنوى براى دفع توهم غلط است. كه در همين مثال سامع پنداشته متكلم كه ميگويد «زارنى الوالى» كلمه «والى» را اشتباها آورده. متكلم براى دفع اين توهم تأكيد به «نفسه»