آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٠٨
«اكرمنى، اكرمك» بتقدير «اكرمنى ان تكرمنى اكرمك» گاهى محذوف، جواب شرط است كه بخاطر اختصار حذف ميگردد مانند آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ»* جواب اذا «اعرضو» محذوف است بدليل مابعدش «وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ»* جواب شرط بعلل ديگرى غير از اختصار نيز حذف ميشود. مانند آنكه بفهمانند جواب شرط چيزى است كه قابل توصيف نيست. يا براى آنكه از حذف جواب شرط ذهن سامع بآنچه كه قابل تصور اوست متوجه شود. براى هردو جهت آيه «وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ» شاهد است جواب شرط «لرأيت شيئا فظيعا» است حذف شده يا براى آنكه بفهمانيم واقف بودن كفّار بر آتش بقدرى عجيب است كه نميتوان آنرا توصيف كرد. يا براى آنكه ذهن شنونده بآنچه كه خود ميداند برود.
او غير ذالك: او عطف بر مضاف است يعنى محذوف گاهى جزء جمله است مانند مضاف و ... و مانند معطوف با حرف عطف آن مثل «لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ ...» كه «مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ» حذف شده با واو عاطفه آن بدليل مابعد آيه كه فرموده «أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً» ... «مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا».
و اما جمله: امّا عطف است بر امّا جزء جمله. يعنى گاهى محذوف در ايجاز بحذف جزء جمله است و گاهى خود جمله.
ان قلت: ممكن است كسى بگويد: شرط يا جزاء بتنهائى جملهاند چرا مصنف آنها را جزء جمله آورد. شارح جواب ميدهد منظور از جمله كلام مستقلى است كه جزء كلام ديگرى نباشد. چون هريك از شرط و جزاء به تنهائى استقلال ندارند جزء جمله بحساب مىآيند.