آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٢٩
چه واو در عبارت نيآمده ولى چون متكلم قصد اعطاء حكم دارد همين براى ربط كافى است. و مثالش همان است كه نوشته شد و ذوق در اين موارد دليل مطلب است.
و الحاصل: شارح شش قسمتى را كه شرح داديم بطور خلاصه آورده است.
فاخذ المصنف: مصنف ميخواهد در حالات ٦ گانه كلام توضيح و تحقيق كند. آن شش حالت از اينقرارند: ١- كمال انقطاع بدون ايهام ٢- كمال اتصال. ٣- شبه كمال انقطاع. ٤- شبه كمال اتصال.
اين ٤ صورت مورد قطع و فصل بودند. ٥- كمال انقطاع با ايهام.
٦- توسط بين الكمالين. و ايندو صورت مورد وصل و عطفاند. ضمنا فاء فاخذ فاء جواب شرطى است كه مقدر است و از كلام سابق فهميده ميشود يعنى اذا اردت تحقيقها فقد اخذ المصنّف.
اما كمال الانقطاع: كمال انقطاع بين دو جمله سه مورد دارد:
١- دو جمله لفظا و معنا يكى از آنها اخبار و ديگرى انشائى باشند.
٢- دو جمله معنا يكى خبرى و ديگرى انشائى اگرچه لفظا هردو خبرى يا هردو انشائى باشند. ٣- دو جمله هردو خبرى يا هردو انشائى باشند. اما بين آنها جامع نباشد.
فلاختلافهما خبرا و ...: مورد اول از سه مورد كمال انقطاع را مصنف توضيح ميدهد و مثال به و قال رائدهم ... كه ظاهرا از «اخطل» شاعر است ميآورد جمله «ارسو» فعل امر حاضر است.
بمعنى اقيمو، نزاولها جمله اخبارى است و متكلم معالغير مضارع.
نميتوان بهم عطف كرد چون هيچگونه تناسبى ندارند. رائد يعنى