آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٤٤
آنها بوسيله جمله فعليه بوده كه دلالت بر حدوث دارد.
و قوله زعم: سئوال از غير سبب و بطريق عام مانند زعم العواذل انّنى فى غمرة ... اين جمله سئوالى را برمىانگيزد و آن اينست كه آيا ملامتكنندگان در اين گمانشان راست و صادقند يا نه؟ جواب ميگويد آرى. جماعت ملامتكننده گمان كردند كه من در شدّت و نگرانىام. راست گفتند ولى نگرانى من برطرف شدنى نيست.
و ايضا منه: تقسيم ديگرى براى استيناف است كه برطبق آن باز بدو قسمت منقسم ميشود.
اى اوقع عنه الاستيناف: براى اين عبارت و تفسير شارح شرحى است كه ذيلا بآن اشاره ميشود. فعل «استأنف» متعدى است و در عبارت مصنف «ما يأتى باعادة اسم ما استونف عنه» نازل منزله لازم شده و مفعول آن حذف گرديده و در اصل چنين بوده «باعادة اسم ما استأنف المتكلم الحديث عنه» متكلم فاعل، و حديث بمعنى كلام مفعول بوده سپس فعل استأنف مجهول شده فاعل حذف شده «مفعول به» بجاى فاعل نشسته و عبارت اينطور شده «باعادة اسم ما استونف عنه الحديث» حديث كه نايب فاعل بوده و از ضمن كلام فهميده ميشده حذف گرديده. و اينجا است كه فعل متعدى نازل منزله فعل لازم ميشود و مصنف ميگويد: «باعادة اسم ما استونف عنه» اينك بهبينيم چرا شارح ميگويد: «اوقع عنه الاستيناف» جواب اينست كه هرگاه فعل لازم يا نازل منزله آنرا مجهول كنند بايد نايب فاعل آن ظرف، مصدر و يا جارومجرور باشد. كه در اين عبارت «عنه» است و اگر نايب فاعل هيچكدام از اين سه قسم نباشد بتأويل