آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٣٠
يعنى او داراى اعطاء و داراى منع است.
و تقديم بعض معمولاته: قبلا گفته شد همانطوريكه مفعول معمول فعل است، فاعل نيز معمول است. ولى فاعل معمول قويتر از مفعول است و بهمين دليل در جمله بايد بعد از فعل و قبل از مفعول بيآيد. البته اين قاعده اوّلى است. در بعضى موارد ممكن است اين قاعده اوّلى رعايت نشود و بدليلى مفعول بر فاعل مقدّم شود. اگر در جمله دو مفعول باشد، آن مفعولى كه بيشتر به فاعل شبيه است مقدّم ميشود. بنابراين در مثال «اعطيت زيدا درههما» زيد كه جنبه فاعلى دارد بر درهم كه جنبه مفعولى دارد مقدم ميشود چه آنكه زيد گيرنده است و درهم گرفته شده.
او لّان ذكره اهمّ: گفته شد اينكه: بعضى از معمولات فعل را بر بعضى ديگر مقدم ميدارند يا براى آن است كه اصل اين اقتضى را كرده، و يا بخاطر اينست كه معمول مقدّم شده داراى اهميّت بيشترى است مانند: «قتل الخارجى فلان» اهميّت مربوط به خارجى است. چه اينكه اوست كه مردم را به ستوه آورده و مردم منتظر كشته شدن او هستند و مهم نيست كه چه كسى او را كشته، پس بايد كلمه خارجى را مقدّم داشت تا زودتر مقصد و مقصود معلوم شود.
نكتهاى كه در اين عبارت است اينست كه مصنّف بوسيله «او» اهميّت را در برابر «اصل» قرار داد. و گويا گفت تقديم معمول يا بجهت اصل است. و يا بخاطر اهميّت و اين درست بخلاف چيزى است كه در باب مسنداليه آورده زيرا در آنجا اهميّت را داخل در بحث اصل قرار داده، و گفته مسنداليه كه مقدم ميشود بخاطر اينست كه