آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٦٦
مجموع فعل با مفعول است. نه فعل مطلق.
و انّما جاز على قلة: اين عبارت جواب از سئوال مقدّر است. گويا كسى ميگويد اگر تقديم مقصور عليه حتى در صورت جايز بودنش كلام را معيوب مينمايد پس چرا ميگوئيد جايز است؟ شارح جواب ميدهد هرچند نظم كلام ظاهرا بهم ميخورد ولى در باطن و واقع مقصود معلوم است چون متعلق بعدا ميآيد.
و وجه الجميع: در تمام مثالهائى كه نفى والا هست حصر از اين جهت بوجود ميآيد كه مستثنى منه بايد عموم و شمول داشته باشد.
و هرگاه از اين عام يك فرد كه از نظر جنس و وصف مناسب با مستثنى باشد اخراج شود حصر ميآيد. زيرا حصر چيزى غير از اثبات يك فرد و نفى ماعداى آن نيست. مانند «ما كسوته الّا جبّة» بمعنى «ما كسوت لباسا الّا جبّة» لباس مستثنى منه عام است. جبّه مستثنى است و چيزى است كه جنسا و وصفا مانند مستثنى منه است زيرا از جنس لباس است و وصف مفعول دارد. البته مستثنى منه در اين مثال و بيشتر مثالها محذوف است كه بنام مستثناى مفرّغ ناميده ميشود. شارح براى روشنتر شدن تناسب مستثنى با مستثنى منه در جنس و وصف مثالهاى متعدد آورد.
و فى انّما يؤخر: اين عبارت عطف است بر عبارت «ففى الاستثناء يؤخر المقصور عليه» و منظور اينست كه در حصر بانّما نيز مقصور عليه كلمه آخر جمله است مانند «انّما ضرب زيد عمرا» «عمرا» مقصور عليه است.
و لا يجوز تقديمه: تقديم مقصور عليه بر مقصور در حصر بانّما جايز