آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٣٠
راهنماى قافله كه جلوتر از ديگران براى تعيين محل ميرود. «مرساة» اسم آلت است بمعنى لنگرگاه كشتى است و آن آهنى است كه در آب مىاندازند و وصل بكشتى است تا كشتى در يكجا توقف نمايد. «نزاولها» بمعنى ادامه دادن جنگ. «يرديه» بمعنى واقع شدن در هلاكت است. و اين در صورتى است كه بفتح راء و تشديد دال باشد و اگر بسكون راء و كسر دال باشد بمعنى يهلك است.
و هذا مثال: اين عبارت جواب از سئوال مقدّر است. گويا كسى ميگويد بحث مصنف در اين تقسيم مربوط به دو جملهاى بود كه محلى از اعراب نداشته باشند. در صورتيكه مثالش اينطور نيست زيرا دو جمله ارسو. و نزاولها. مقول قول قال هستند. و هردو در محل نصباند و مفعول، شارح جواب ميدهد كه اين مثال فقط براى آنست كه دو جمله يكى خبرى و ديگرى انشائى باشد با صرفنظر از اينكه محلى از اعراب داشته باشند يا نه. خلاصه كمال انقطاع در جائى است كه سه شرط را دارا باشد: اول آنكه عطف بواو باشد دوم آنكه دو جمله محلى از اعراب نداشته باشد سوم آنكه فصل موجب خلاف مراد نباشد.
او لاختلافهما: دومين مورد فصل آن بود كه دو جمله لفظا هردو خبرى يا انشائى باشند ولى معنا يكى انشائى و ديگرى اخبارى. مانند مات فلان رحمه اللّه. جمله مات و رحمه اللّه. هردو لفظا اخباريند.
ولى در معنى رحمه اللّه انشاء است زيرا دعاء است و عكس اين مثال جائى است كه دو جمله لفظا انشائى باشند و معنا يكى انشائى و ديگرى اخبارى مانند «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ اتق الله ايها العبد» معنى