آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٩٣
و قد يقال: تقرير معنى ديگرى هم دارد. و آن تحقيق نمودن و تثبيت كردن است مانند «اضربت زيدا» بمعنى آنكه تو حتما زيد را زدى.
ظاهرش سئوال و باطنش تحقيق و تثبيت مطلب است. اين معنى نيز براى استفهام مجازى است.
و الانكار كذالك: از معانى مجازى استفهام انكار نمودن است.
مشروط بآنكه آنچه مورد انكار است بعد از همزه بيآيد. مانند «اغير اللّه تدعون» بخاطر آنكه غير خدا را خواندند، سرزنش و ملامت مىكنيم. نه آنكه فقط بخاطر خواندن سرزنش نمائيم. و اين بدليل اينست كه بعد از همزه غير اللّه آمده. و نيز مانند «اتقتلنى و المشرفىّ ...» شاهد بر همزه است كه داخل بر فعل شده بخاطر انكار فعل. اين شعر از امرء القيس است و قصيده را درباره شوهر سلمى گفته كه او پيغام داده بود من امرء القيس را خواهم كشت. يعنى آيا مىكشد مرا در حالتى كه شمشير مشرفى همخوابه من است و نيز بهمراه من است نيزهاى كه پيكان آن تازه و صيقل داده شده و سر آن مثل نيش غول است.
ضمنا بايد دانست مشرفى منسوب است به مشارف كه شهرى است در يمن و بهترين شمشيرها در آنجا ساخته ميشده. قاعده آن است كه در نسبت بجمع مكسر بايد آنرا بمفردش برگردانند. و بمفرد ياء نسبت اضافه نمايند. چنانكه در نسبت به كتب كتابى ميگويند.
اگر بعد از همزه فاعل قرار بگيرد معنى انكار فاعل ميدهد مانند «اهم يقسمون رحمة ربّك» يعنى آيا آنان تقسيم رحمت پروردگار تو را بعهده دارند. و انكار مفعول مانند «اغير اللّه اتخذّ وليّا» يعنى آيا غير خداوند را بعنوان ولىّ قبول كنم. منكر قبول ولايت نيست. اما منكر قبول ولايت از