آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٠١
نمايد سختىها و سستىهاى فراوان مىبيند بنابراين بذل مال، شجاعت و صبر براى او بىارزش است چنانكه شاعر فارسى زبان گفته:
نه در اندوهم از آنرو كه رَستم
نه خشنودم كه دشمن را شكستم
كه بيش و كم فراوان باشدم ياد
ولى بنظر نگارنده اين سطور معنى شعر بدون اين توجيه صحيح است. درباره شجاعت و صبر كه معلوم و درباره جود و كرم شاعر ميگويد: آنكه ميداند هميشه زنده است كرم براى او فضيلت نيست.
زيرا هرچه ببخشد ميداند كه هيچگاه از گرسنگى و فقر نمىميرد.
و عن الحشو: حشو غير مفسد مانند قول زهير بن ابى سلمى «و اعلم علم اليوم ...» يعنى پس من ميدانم دانستن امروزم را و ديروزى كه پيش از امروز بوده، اما من از علم آنچه كه در فردا است نادانم.
شاهد بر كلمه «قبله» است كه زائد است و بىفايده، امّا مفسد معنى نيست. چنانكه در فارسى ميگويند: فرداى آينده ديروز گذشته، كه كلمه آينده و گذشته زائد و متعيّن است ولى مفسد معنى نيست.
و هذا بخلاف ما يقال: در عرب جملاتى مانند ابصرته بعينى و سمعته باذنى و كتبته بيدى ميآورند. شارح ميگويد اينگونه جملهها حشو مفسد ندارد. بلكه كلمه زائد براى معنى تأكيد است چنانكه در كلام خداوند تبارك و تعالى است «ذالك قولهم بافواههم».
[مساوات]
المساوات: كلام مصنف تا اينجا درباره تعريف هريك از اقسام سهگانه ايجاز و اطناب و مساوات بود. اينك ميخواهد مثال بيآورد و ضمنا اقسام هريك را نيز بيان نمايد. ابتدا براى مساوات مثال