آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٠٩
آنكه پدرى بفرزند ناخلف خود ميگويد: فرمان مرا اطاعت مكن يعنى بعدا جزاى تو را خواهم داد. معنى تهديد باين دليل است كه ما ميدانيم آقا ترك امتثال را نمىخواهد. پس اينك كه چنين ميگويد تهديد مىكند.
و كالدعاء و الالتماس: نهى گاهى در معنى التماس و دعاء بكار ميرود. دعاء و التماس هم طلب ترك يا طلب كف فعلند بدون معنى استعلاء. دعاء مانند رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا. با خضوع. و التماس مانند لا تعص ربّك ايّها الاخ بدون خضوع و بدون استعلاء.
و هذه الاربعه: تاكنون ٤ قسم از اقسام طلب بيان شدند كه آنها عبارت از امر، نهى، تمنى و استفهام بودند. اگر بعد از اينها فعل مضارع ميآيد منصوب ميشود. در كتب نحو شرائط اين قاعده را بيان كردند.
ولى در اينجا مصنف چون خارج از بحث او بوده بطور مختصر آورده. بايد گفت دو شرط براى نصب لازم است: ١- فعل مضارع بدون واو و فاء باشد. ٢- قصد جزاء بشود. مانند اسلم تدخل الجنه يعنى ان تسلم تدخل الجنه. ولى در مثال اسلم تدخل النار. نميتوان قصد جزاء نمود.
كقولك فى التّمنى: براى چهار قسم طلب مثال آورده. اولين آنها تمنى است. ولى بايد باين مطلب تذكر داد. كه شرط تقديرى يا از خود طلب گرفته ميشود مانند اكرمنى، اكرمك. يعنى ان تكرمنى اكرمك. و يا از لازم طلب مانند ليت لى مالا انفقه. طلب يا متمنّى وجود مال است. و چون وجود مال بدون رزق ميسر نيست. شارح