آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٣٧
لان عدم الاقامه: آيا ممكن است شعر «اقول له ارحل» را از باب تأكيد يا بدل بعض بحساب آورد؟ جواب اينست كه «عدم اقامه» با «ارحل» مغاير است. پس تأكيد نميشود. بدل بعض هم نيست چون داخل در «ارحل» نيست.
و لم يعتد ببدل: مصنف نامى از بدل كل نيآورده. زيرا بعقيده شارح بدل كل از كل در جملهها نميآيد.
بدليل اينكه دو خصوصيت در بدل است كه با جمله سازگار نيست. اولا در بدل حتما مغايرت لفظين شرط است و ثانيا مقصود از آوردن بدل در كلام كلمه دوّم است. بطوريكه گفتهاند: مبدلمنه در حكم سقوط است. جمله با اين خصوصيات نميسازد پس بدل كل از كل در جمله نميآيد. بالخصوص جملههائى كه محلى از اعراب ندارند.
مع ما بينهما: غرض شارح اينست كه جمله لا تقيمّن نسبت به جمله «ارحل» بدل اشتمال است نه چيز ديگر زيرا بين ايندو جمله ملابسة لزوميّه است. منظور از ملابسة لزوميّه اينست كه امر بچيزى مانند ارحل مستلزم نهى از ضدّ آن است مانند اقامه. پس ارحل ميفهماند كه بايد از اقامه نهى كرد.
و الكلام فى الجملة الاولى: اين جمله جواب از سئوال مقدّر است.
گويا كسى ميگويد: بحث مصنّف در دو جملهاى بود كه محلّى از اعراب نداشته باشد. در صورتيكه ايندو جمله در شعر مفعول «اقول» هستند. پس در محل نصباند. جواب شارح اين است كه مصنف مثال زده براى كمال اتصال بدون توجه بآنكه دو جمله محلى از اعراب داشته باشند يا نه.