آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٧٧
لان الاصل فى الحال: مصنف دليل آنكه فعل مضارع مثبت هرگاه حال شود احتياج به آوردن واو نيست اينگونه گفته: مضارع مثبت از دو جهت همانند حال مفرد است و چون براى حال مفرد واو نميآوريم. پس براى مضارع مثبت نيز نميآوريم. آندو جهت عبارتند از حصول صفت غيرثابته و ديگرى مقارنت. مانند جائنى زيد راكبا.
ركوب صفتى است متغيّر كه فعلا براى زيد حاصل گرديده. و زمان حصول اين صفت نزديك است با زمان عامل. يعنى ركوب زيد همزمان با آمدن او بوده است.
مضارع مثبت نيز دلالت بر حصول صفت غير ثابته دارد. حصول از جنبه مثبت بودن آن غيرثابته از جنبه دلالت مضارع بر تجدّد و حدوث.
مضارع نيز مقارنت را مىفهماند. بخاطر آنكه فعل مضارع معنى حال دارد و از اينجهت نزديك بعامل خواهد شد.
و فيه نظر: شارح در دليلى كه مصنف براى ممتنع بودن واو در حالى كه مضارع مثبت است آورده ايراد دارد و ميگويد: مقارنت باين معنى كه فعل مضارع معنى حال دارد. پس مقارن با عامل است ما قبول نداريم. زيرا حالى را كه ما از آن بحث مىكنيم معنى كيفيت و چگونگى ميدهد، و آنچه را مصنف بعنوان تعليل آورده معنى زمان ميدهد و ايندو معنى باهم بسيار متفاوتند. البته حال بمعنى كيفيت داراى زمان خواهد بود ولى آن زمان فقط زمان حال نيست. بلكه ممكن است ماضى، مضارع يا حال باشد. خلاصه مضارع بودن دخالتى در مقارنت با زمان عامل حال نخواهد داشت.