آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٦٩
سكاكى را متوجه نشده و بخيال خود درصدد تغيير كلام سكاكى برآمده و ميخواسته كلمات او را تصحيح نمايد پس بجاى جملتين شيئين و بجاى اتحاد فى تصور ما، اتحاد فى التصور قرار داده.
فوقع الخلل: مصنف بعد از تغيير عبارات سكاكى خود در بنبست قرار گرفته. و در تفسير وهمى و خيالى گرفتار ايراد شده. زيرا طبق نظر او معنى ميشود وهمى چيزى است كه بين دو تصورشان شبه تماثل يا تضاد باشد در صورتيكه ما ميدانيم تضاد بين خود سواد و بياض است نه بين تصور سواد و بياض. تصور سواد و بياض يعنى علم بسواد و بياض. همه ميدانند كه در علم بسواد و بياض تضاد نيست.
فلا بدّ من: اينك چارهاى جز اين نيست كه كلام مصنف را حمل برآنچه سكاكى گفته نمائيم و بگوئيم مراد به شيئين جملتان است و منظور از «التّصور» مفردى از مفردات است يعنى «تصوّر».
غلط مع انّ: غلط خبر است براى مبتداى محذوف يعنى هذا غلط.
اگر بخواهيم عبارات مصنف را توجيه نمائيم و حمل بر كلام سكاكى كنيم دو ايراد دارد. اول اينست كه اينكار غلط است. زيرا خود او در كتاب ايضاحش سكاكى را رد كرده پس چگونه ميتوانيم كلام او را طبق نظر سكاكى توجيه كنيم و ثانيا ظاهر عبارت مصنف از اين توجيه ابا دارد. زيرا منظور از شيئين دو چيز از اجزاء جمله است و چگونه ميتوان گفت منظور خود دو جمله است. و اينكه منظور از التصور يك مفرد از مفردات باشد بعيد است. و خلاصه توجيه بردار نيست. اگر اين مطالب را شارح در ابتداى بحث جامع آورده بود آنطوريكه ما آنجا شرح داديم مناسبتر و بهتر بود.