آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٩٣
است به بيشتر از متعارف اوساط. مساوات هم از اين دو تعريف معلوم ميگردند.
ثمّ قال: سكاكى براى شناخت ايجاز و اطناب معيار و ميزان ديگرى هم آورده و آن مقتضاى حال و مقام است براى شخص متكلّم.
پس گفته ايجاز آن است كه سخن گوينده كوتاهتر باشد از مقام و حالى كه متكلّم در آن مقام و حال سخن ميگويد و اطناب آن است كه سخن گوينده بيشتر از مقتضاى حال و مقام باشد. و مساوات هم مساوى با مقام سخن است.
اى من الكلام الذى: بعضى از شارحين متن «ما ذكر» در عبارت مصنف را به معيار اول كه متعارف اوساط بود برگرداندهاند و اينگونه معنى كردند كه ايجاز سخن كوتاهتر از متعارف اوساط است. شارح ميگويد اين اشتباهى است آشكار زيرا اگر بين متعارف اوساط و مقتضاى حال تساوى باشد كلام سكاكى فاسد ميشود. بدليل آنكه در معنى ايجاز و اطناب تكرار خواهد شد. با آنكه بين ايندو تساوى نيست و اگر عموم من وجه باشد ايراد بر «بعض الشارحين» وارد خواهد بود. و چون ميدانيم بين مقتضاى حال و مقام و متعارف اوساط عموم من وجه است. پس سكاكى كه دو معيار آورده درست فرموده و ضمير «ذكر» در عبارت او به «متكلم» برميگردد. نه بر «متعارف اوساط» و بعض الشارحين كه خلخالى است اشتباه كرده.
على من القى السمع: اين عبارت اقتباس از آيه شريفه «إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ [١] است.
[١] - سوره ق آيه ٣٧