آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٨٩
و در جواب «ما الكلمه» بايد گفت «لفظ مفرد موضوع» و در جواب ما زيد بايد گفت كريم شجاع. ضمنا اگر بگوئيم در جواب ما جنس ميآيد. جنس شامل قسم اول و دوم هردو ميشود.
و يسأل بمن: كلام سكاكى داراى دو قسمت است: يكى درباره «ما» و ديگرى درباره «من». درباره من ميگويد بوسيله آن سئوال ميشود از كسى كه بدانيم از ذوى العلم است، اما ندانيم كه از چه جنسى است. پس در نزد سكاكى من براى سئوال از مطلق جنس نيست. مانند آنكه ميگويند «من جبرئيل» يعنى آيا او بشر است يا ملك يا جنّى است. پس جنس جبرئيل براى ما مبهم است.
و فيه نظر: شارح به كلام سكاكى درباره من ايراد دارد. اولا من براى سئوال از جنس نيست. بلكه سئوال از عوارض مشخّصه است.
و ثانيا در جواب من بايد چيزى آورد كه مفيد تشخّص باشد پس نميتوان گفت ملك. بلكه بايد گفت: «ملك من عند اللّه يأتى بالوحى الى الانبياء من اللّه».
و يسأل باىّ: بوسيله اىّ سئوال ميشود از امر مشترك فيه. كه آن امر مشترك فيه مضاف اليه اىّ است. مانند «اىّ الفريقين خير مقاما» مضاف اليه اىّ. امر مشتركى است و سئوال براى اينست كه يكى از ديگرى مشخّص گردد. هردو در فرقه بودن مشتركاند. ولى يكى كافر است و ديگرى مسلمان.
و يسأل بكم: بوسيله كم سئوال از عدد ميشود. مانند آيه شريفه «سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ ...» استفهام براى توبيخ و تقريع است هرچند ظاهرش براى سئوال از عدد است. «آية» تميز كم است و من زائده شده