آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٧٥
بودهاند كه با ما و لا مركب شدند. الّا نيز در اصل هل لا بوده. چون هاء و همزه قرب مخرج دارند. هاء تبديل بهمزه شده. و الّا گرديده است. «لا» و «ما» هردو زايدند. هل و لو هم مجازا بمعنى تمنّى است و از تركيب هل و لو تمنى با ما ولاء زايد معنى تحضيض و تنديم زائيده شد. مصنف عين عبارت سكاكى را نياورده بلكه مفهوم كلام او را نقل نموده.
و قوله لتضمينهما: تضمين مصدر باب تفعيل است كه دو مفعولى است. مفعول اول «هما» و مفعول دوم «معنى التمنّى» است. و اگر بلفظ تضمّن باشد از باب تفعل صحيح نيست زيرا منظور صاحب مفتاح مشتمل بودن بطور الزامى است و اين معنى را تضمين مىفهماند نه تضمّن.
و قد يتمنّى بلعل: لعّل نيز مجازا بمعنى تمنّى بكار ميرود مشروط بر آنكه متمنّى ممكن الوقوعى باشد كه در حصول آن طمع و انتظار نيست. و در جواب آن نيز فعل مضارع منصوب ميشود «بان» مقدر، مانند «لعلى احجّ فازورك».
[بحث تصديق و تصور]
و منها اى من انواع الطلب: براى استفهام الفاظ زيادى وضع كردند بعضى از آنها مختصّ بطلب تصورند مانند غير از اهل از ادوات استفهام و بعضى بطلب تصديق مانند «هل» و بعضى مشترك بين هردو مانند همزه.
طلب تصديق جائى است كه متكلم علم به نسبت ندارد و ميخواهد اين علم را بدست آورد مانند آنكه مىپرسد: اجاء ابوك؟
گاهى علم به نسبت دارد يعنى آمدن را ميداند ولى نميداند پدر