آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٥٠
شاهد بر «انّما يدافع ...» است كه انّما براى حصر است. و محصور فيه آن كلمهاى است كه در آخر جمله ميآيد كه در اين بيت «انا او مثلى» است. و اگر شاعر «انّما ادافع عن احسابهم» گفته بود محصور فيه «عن احسابهم» ميشد كه آخر شعر بود.
پس شاعر تواناى عرب كه ضمير را بعد از انّما منفصل آورده فقط بقصد فهماندن معنى حصر بوده است و فرق است بين آنكه ضمير «انا» محصور فيه باشد يا «عن احسابهم». زيرا در صورت اوّل معنى اينطور است كه غير از من كسى نيست كه جلو افتخارات آنها را بگيرد. پس شاعر مدافع بودن را بخودش اختصاص داده. ولى در صورت دوّم معنى چنين است: كه دفاع من فقط از افتخارات ايشان است. و من از افتخارات غير آنها دفاع نمىكنم. و افتخارات آنها در اينصورت «مدافع عنه» ميگردد و شاعر «مدافع عنه» را بخودش اختصاص داده و درست اين خلاف غرض شاعر است.
و لا يجوز ان يقال: ممكن است در اين بيت ايراد كرد كه «انا» بخاطر ضرورت شعرى مؤخر شده، نه بخاطر فهماندن معنى حصر.
شارح جواب ميدهد كه ضرورتى نبوده. زيرا شاعر ميتوانسته چنين بگويد: «انّما ادافع عن احسابهم انا» يعنى بجاى مغايب متكلم بيآورد و «انا» را هم تأكيد براى فعل متكلم قرار بدهد. وزن و قافيه شعر هم درست ميشد. پس اينكه اينگونه آورده غرضش فهماندن معنى حصر بوده است.
و ليست ما موصولة اسم انّ: اين عبارت جواب از سئوال مقّدر است.
گويا كسى ميگويد: در اين شعر «انّما» براى معنى حصر نيست.
بلاغت: شرح مختصر المعانى ؛ ص٥١