آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٤٩
مورد بررسى نمود زيرا نه عامل معنوى است نه مؤخّر و نه محذوف.
علت انفصال را اينطور يافتيم كه «الّا» واسطه است. مثلا «انّما يقوم انت» بمعنى «لا يقوم الّا انت» است. پس از موارد وقوع ضمير بعد از الّا است و از اين راه مىفهميم كه «انّما» معنى حصر دارد.
ثمّ استشهد ...: اينك بهبينيم بعد از انّما كه ضمير منفصل ميآيد در كلام فصيح است يا غير فصيح. ازاينرو مصنّف براى اثبات اين مطلب استدلال به شعر فرزدق نموده. نام شاعر را از اين جهت آورده كه او فصيح است و به شعرش ميتوان استدلال كرد. زيرا در سنه ٦٠ هجرى ميزيسته.
انا الذائد الحامى الذمار و انّما
يدافع عن احسابهم انا او مثلى
كلمه «ذائد» مشتق از «ذود» است بمعنى طردكردن و كنار زدن.
«ذمار» در لغت بمعنى عهد است، ولى در اصطلاح اهل عرف بهمين معنى است كه شارح از كتاب اساس اللّغة آورده يعنى چيزهائى را كه انسان بايد حفظ و حراست نمايد. كه اگر حفظ نكند مورد ملامت قرار ميگيرد. مانند مال و نفس و حريم. «حمى» در عبارت شارح بمعنى چيزى است كه شخص او را محافظت مينمايد. مانند نفس و مال. بنابراين عطف حريم بر حمى عطف خاص بر عام است. «حامى الذّمار» نسبت به «الذائد» خبر بعد از خبر است. معنى شعر چنين است: منم منعكننده سختى و ضرر، و منم كسى كه محافظت مينمايد چيزى را كه محافظت آن لازم است.
و همانا جلوگيرى مىكند از مفاخر ايشان من يا مثل من. در اين بيت