آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٤٨
يقينا حصر هست در وجه ديگر كه «انّما» بصورت يك كلمه آمده.
اگر معنى حصر بدهد مطابق با اين قرائت خواهد بود.
و اما على القرائة الثالثه: در صورتيكه حرّم بصورت فعل مجهول قرائت شود احتمال دارد «ما» موصوله باشد و احتمال دارد كافّه، ولى اگر موصوله باشد كه انّ برطبق معمول عمل نمايد بهتر است. و در هردو صورت نيز حصر ميآيد. و بايد دانست كه منظور مصنّف از قرائت رفع، اين قرائت نيست، بلكه «حرّم» بصورت فعل معلوم است.
و لقول النّحاة: دوّمين دليل برآنكه انّما معنى حصر داد قول نحويين است كه ميگويند اين كلمه براى اثبات مابعدش و نفى ماسواى آن است.
و لصحة انفصال الضمير ...: سوّمين دليل اينست كه در كلام عرب ضمير بصورت متصل ميآيد.
و فى اختيار لا يجيء المنفصل
اذا تأتى ان يجيء المتّصل
مثلا عرب «قمت» ميگويد، نه «قام انا» و «تقوم» ميگويد نه «يقوم انت» و در مواردى منفصل ميآورد كه آوردن متصل امكان نداشته باشد مثل اينكه عامل معنوى باشد مانند «انت عالم» و «انا عالم» كه در اينجا مايتصّلبه ندارد ناچار بايد منفصل بشود يا جائى كه عامل محذوف باشد مانند «اياك و الاسد» يا جائى كه معمول مقدم بر عامل شود مانند «إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» يا جائى كه ضمير بعد از «الّا» قرار بگيرد مانند «ما جاء الّا انت» از مواضعى كه عرب ضمير را منفصل ميآورد بعد از «انّما» است. مانند «انما يقوم انا» و «انّما يحصّل انت» كه انّما اقوم و انّما تحصّل نميگويد. بايد علت انفصال را در اين