آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٤٣
و لقد احسن صاحب المفتاح ...: شارح بيان اين شرط را براى قصر افراد و قلب چيزى زائد و بيهوده ميداند و ميگويد مثال قصر افراد كه «ما زيد الّا شاعر» بود ميتوان براى حصر قلب آورد در صورتيكه بين كتابت و شعر تنافى نيست و بهمين جهت صاحب مفتاح نيز اين شرط را نيآورده است و بنا بر شرط مصنف «ما زيد الّا شاعر» نميتواند هيچيك از اقسام حصر افراد و قلب و تعيين باشد زيرا اين مثال را ما در برابر مخاطبى ميگوئيم كه معتقد است زيد كاتب است. پس چون معتقد به دو صفت نيست حصر افراد هم نيست. و چون مردّد نيست حصر تعيين هم نيست و چون دو وصف تنافى ندارند حصر قلب هم نيست. در صورتيكه اين مثال در اين صورت حصر قلب است و شرط مصنف زائد است.
لا يقال هذا شرط الحسن: بعضى براى اصلاح عبارت مصنف دو توجيه بيان نمودهاند: ١- شرطى كه مصنف براى حصر افراد و قلب آورده شرط حسن است يعنى بهتر است كه اينطور باشد نه شرط وجوب. ٢- مراد تنافى در اعتقاد مخاطب است نه تنافى ذاتى بين آندو صفت.
شارح هردو را قبول نمىكند. ميگويد: اينكه ميگوئيد شرط مصنف شرط حسن است از عبارت خودش اين مطلب استفاده نميشود و بر فرض كه از عبارت او فهميده شود شرط حسن معنى ندارد. زيرا اگر مخاطبى معتقد باشد باينكه زيد كاتب است و شاعر نيست، و ما باو بگوئيم «ما زيد الّا شاعر» مثالى زيبا و خوب است. با آنكه بين شعر و كتابت تنافى نيست. و در صورتيكه آن شرط، شرط حسن