آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٩
بهمين دليل در «بسم اللّه» متعلّق جار و مجرور را كه فعل محذوف است متأخر در تقدير ميگيريم تا آنكه بفهمانيم «بسم» براى اختصاص و حصر و نيز براى آنكه اهميت بيشترى باين نام ميدهيم مقدّم نموديم.
در برابر مشركين كه آنها هميشه شروع بنام بتهاى خويش مينمودند. پس هميشه «باسم اللّات» و «اسم العزّى» مىگفتند.
شخص موحّد نيز «باسم اللّه» را مقدّم بر فعل مىكند. هم براى تخصيص و هم براى اهتمام، كه بوسيله تخصيص آنان را ردّ مينمايد.
و اورد اقرء باسم ربك: گويا ايراد كردهاند كه اگر در بسم اللّه چنين است بايد در إقرء باسم ربك، اسم ربك بر اقرء مقدّم ميشد و گفته ميشد «باسم ربّك اقرء» جواب اين ايراد باينست كه «هرسخن جائى و هرنكته مقامى دارد» همه جا نميشود مفعول يا جار و مجرور را مقدّم داشت بلكه در بعضى موارد خود فعل اهميت دارد و بلحاظ اهتمام بايد خود فعل مقدم شود چنانكه در سوره اقرء باسم ربّك چنين است. زيرا اولين سورهاى كه بر پيغمبر «ص» نازل شده همين سوره است و اهتمام به خواندن است و بهمين دليل شروع به «اقرء» شده است. هرچند كه نام «اللّه» داراى اهميت ذاتى است.
ظاهرا اين ايراد از زمخشرى بوده كه مصنّف در اينجا جواب او را داده است.
جواب ديگرى نيز به زمخشرى داده شده و آن اينست كه «بِاسْمِ رَبِّكَ» متعلق به «اقْرَأْ» دوّم است. يعنى «باسم ربك اقرء» «اقرء» اوّل معنايش ايجاد قرائت است. يعنى خواندن را بوجود بيآور و بخوان، و متعلق به هيچ مفعولى نيست چنانكه بگوئيم فلان يعطى و يمنع،