آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٢١
اول. بطوريكه جمله دوم مشتمل بر معنى جمله اول باشد. و بخاطر تأكيد انجام ميشود. ضمنا بايد دانست كه فرق تكرار با تذييل در اين است كه در تكرار جمله دوم بالمطابقه عين اول است ولى در تذييل عين اول نيست بلكه مشتمل بر معنى اول است. و مراد از تأكيد، تأكيد بمعنى لغوى است يعنى تقويت نه تأكيد بمعنى اصطلاحى.
مانند سخن حافظ:
حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت
آرى باتفاق جهان ميتوان گرفت
فهو اعم من الايغال: بين تذييل و ايغال عموم و خصوص من وجه است. يك مورد اجتماع و دو مورد اتفاق دارند. مورد اجتماع آن است كه جمله دوم بعد از جمله اول در ختم كلام بيآيد و معنى تأكيد داشته باشد. كه در اين صورت تذييل و ايغال هردو است. موارد افتراق آنجا است كه تذييل بدون ايغال باشد مانند آنكه جمله دوم كه بعد از اول است در غير ختم كلام براى تأكيد بيآيد. و آنجا كه ايغال بدون تذييل باشد مانند آنكه جمله دوم نباشد يا اگر باشد معنى تأكيد ندهد.
و هو اى التذييل: تذييل دو قسم است. زيرا جمله دوم كه بعد از اول ميآيد يا «مثل» است يا جارى مجراى مثل. منظور از مثل آن است كه مستقل باشد و به تنهائى در موارد خودش بمناسبت آورده شود.
و منظور از جارى مجراى مثل آن است كه مستقل در افاده معنى نباشد. بلكه مربوط و متصل بماقبل شود مانند «ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ» اين مثال دو احتمال دارد: اول آنكه مراد از جمله «و هل نجازى» جزائى باشد كه در ماقبل آيه بيان شده نه مطلق جزاء بنابراين بستگى بماقبل دارد. و براى قسم دوم مثال ميشود.