آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٢
معنى آن در نيّت است جائى است كه مفعول را براى بار دوّم ميخواهيم ذكر نمائيم و تعمّد داريم كه فعل بر خود مفعول قرار بگيرد. نه بر ضمير مفعول. اگرچه در صورت وقوع ضمير بر مفعول همين معنى را ميرساند مانند شعر «ابو عباده بحترى» در مدح معتزّ باللّه: «قد طلبنا ...» شاعر مىتوانست بگويد «قد طلبنا مثلا فلم نجده» اما چنين نگفت، بلكه مفعول را از «طلبنا» حذف كرد و فعل «لم نجد» را مستقيما بر مثلا داخل نمود براى آنكه صريحا بفهماند كه تو اصلا داراى مثلى نيستى زيرا مثل تو را نيافتيم.
و يجوز ان يكون السّبب: ميتوان در اين شعر علت ديگرى نيز براى حذف مفعول پيدا كرد و آن اينست كه با حذف مفعول از «طلبنا» متكلم كمال ادب خود را نشان ميدهد. زيرا اگر مفعول را بيآورد معنى ميشود كه ما طلب مثل براى تو كرديم اما مثل تو را نيافتيم. يعنى احتمال ميداديم كه تو مثل داشته باشى اما بعد ديديم كه داراى مثل نيستى و اين تا حدودى بىادبى را از متكلّم نسبت به مخاطب ميرساند.
ولى اگر بگويد ما طلب كرديم و گردش نموديم و براى تو مثلى را نيافتيم، دلالت بر كمال ادب دارد. زيرا ميرساند كه تو مثل ندارى و ما هم اگر طلب كرديم، طلب مثل نكرديم. هرچند درواقع مىرساند كه طلب مثل كرديم. ولى از نظر ظاهر لفظ، ادب را كاملا رعايت كرده است.
و امّا للّتعميم: چهارمين نكته حذف مفعول «تعميم» با اختصار است مانند «قد كان منك ما يؤلم» مفعول كه «كل احد» بود حذف شد.
اگرچه با ذكر اين مفعول معنى تعميم ميداد. ولى داراى اختصار