آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢١٨
است. مثلا نماز عصر نسبت بظهر و مغرب و ظهر نسبت بعصر و صبح و ... بنابراين در آيه يك مرتبه بطور صريح و مرتبه ديگر بطور ضمنى بهمه نمازها تذكر داده شده.
٢- وسطى بمعنى عدلى و فضلى. مانند اوسط بمعنى اعدل و افضل. و وسط بمعنى عدل و فضل زيرا هرچه حد وسط باشد داراى اعتدال است. و منظور از وسطى در آيه نماز عصر است كه بين دو نماز روز و دو نماز شب قرار گرفته. شارح اين دو معنى را با عبارت «الوسطى من الصلوات او الفضلى» آورده.
[تكرير]
و اما بالتكرير: گاهى اطناب بوسيله تكرار است. ولى تكرار بايد داراى نكتهاى باشد تا تطويل نشود. و اين نكته بيشتر تأكيد است مانند:
اى بر تن من نهاده بارى غم تو
وى در دل من نهاده نارى غم تو
گفتى كه مگر غم منت چونين كرد
آرى غم تو، غم تو، آرى غم تو
و مانند:
اگر روزى دهى ور جان ستانى
تو دانى هرچه خواهى كن تو دانى
و مانند «كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ» كلّا براى ردع است.
يعنى زجر از فرورفتن در دنيا و ضمنا معنى تنبيه دارد. «سَوْفَ تَعْلَمُونَ» معنى انذار و تخويف دارد. يعنى آنگاه كه هول و ترس محشر را بهبينيد خواهيد فهميد كه تا چه اندازه در خطا و اشتباه بوديد. تأكيد اين معنى ردع و انذار را نيز تأكيد مينمايد. بعلاوه لفظ «ثم» ميفهماند كه انذار دوم از اول بيشتر است زيرا «ثم» براى تراخى در زمان است. و در آيه بعد مرتبه و مقام، نازل منزله تراخى در زمان شده و «ثم»