آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢١٧
حرص دوم آرزوى طولانى. ضمنا توشيع از اقسام ايضاح بعد الابهام است.
[ذكر خاص بعد العام]
اما بذكر الخاص بعد العام: اين جمله عطف بر «اما بالايضاح بعد الابهام» است. يعنى اطناب يا بآن وسيله است يا بوسيله ذكر خاصّ بعد از عام. و منظور آن است كه خاصّ عطف بر عام شود نه آنكه بطور وصف يا ابدال بيآيد. پس خوب بود مصنف ميگفت «امّا بعطف الخاص على العام» مانند كلام فردوسى:
گر اين پادشاهان گردنفراز
كه در لهو و عيشند و در كام و ناز
درآيند با عاجزان در بهشت
من از گور سر برندارم زِ خشت
كلمات عيش و ناز بعد از لهو و كام از باب عطف خاص بر عام است.
للتّنبيه على فضله: عطف خاص بر عام بخاطر نكاتى مثل فضيلت خاص بر ساير افراد عام است مانند «فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ» فاكهه عام و نخل و رمّان خاص است. براى آنكه بفهمانيم خرما و انار اهميت و ارزش بيشترى دارند بعد از عام ذكر شده و خواستيم چنين وانمود نمائيم كه گويا اين دو ميوه از جنس ساير ميوهها نيستند و تغاير در وصف را بمنزله تغاير در ذات قرار داديم و مانند «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى» صلوات شامل همه نمازها ميشود. ولى صلوة وسطى مزيّتى دارد كه ساير نمازها ندارند. شارح براى وسطى دو معنى ذكر نموده:
١- وسطى بمعنى وسط. و نماز وسط شامل همه نمازها ميشود.
زيرا هريك از نمازهاى پنجگانه نسبت بماقبل و مابعد خود وسط