آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢١
باشند مگر آنكه دليلى اعميّت را بيان نمايد. و الّا قاعده اوّلى تساوى سبب و مسبب است. در اينجا هم اگر مصرع اول نبود ممكن مىشد كه بگوئيم مفعول شئت «ابكى تفكرا» است ولى باوجود مصرع اول اين حرف با ذوق ادبى سازگار نيست.
و امّا لدفع ارادة: گفته شد كه حذف مفعول اگر نويا منويّا باشد بحسب قرائن. محذوف در تقدير گرفته مىشود و بايد دليل داشته باشد. يا دليل حذف مفعول بيان بعد الابهام است يا دفع توهم اراده غير مراد در ابتداء فهم و درك. مانند قول شاعر و «كم زدت عنّى ...» شاهد بر «حززن» است كه مفعولش حذف شده و در اصل «حززن الّلحم» بوده زيرا اگر مفعول ذكر مىشد مخاطب ابتداء و قبل از آمدن الى العظم توهم و خيال مىكرد كه بريدن به استخوان نرسيده. زيرا اول لحم را مىشنيد اين شعر نيز از بحترى است. يعنى چه بسيار دفع كردى تو از من صدمه امر حادث را و چه بسيار دفع كردى از من شدّت و حمله ايام را كه آن حوادث بريدند گوشت بدن مرا تا استخوان.
عقيده شارح در اين شعر اينست كه «كم» خبريه است «من تحامل» تميز «كم» است و علت اينكه «من» در تميز آمده اينست كه هرگاه بين كم و مميّز فعل متعدى بيآورند براى آنكه تميز اشتباه به مفعول نشود بايد «من» آورد. پس بعضى كه گفتهاند مميّز محذوف است و «من» زايد. كلامشان داراى تكلّف است. چه آنكه احتياج بهيج يك از ايندو زيارت و حذف نيست.
و امّا لانّه اريد: مورد سوم از مواردى كه مفعول حذف ميشود ولى