آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ٢٠٩
مسببّة عن سبب مذكور: «مسببة» بدل از جمله است. يعنى جملهاى كه حذف ميشود مسبّب است از سبب ذكر شده مانند «لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ» مسبب. شكست كفّار و غلبه اسلام بوده حذف شده و بجاى آن احقاق حق و ابطال باطل آورده شده.
او سبب لمذكور: گاهى برعكس آنچه گفته شد مسبب ذكر ميشود و سبب حذف ميگردد. مانند «فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ» شاهد بر «انفجرت» است كه مسببّ است و سبب آنكه «ضربّه بها» بوده حذف شده.
و يجوز ان يقّدر: احتمال ديگر اين آيه اينست كه «فان ضربت بها» حذف شده، طبق اين احتمال نيز سبب محذوف است. با اين فرق كه در احتمال اول سبب بعنوان جمله مستقل محذوف است. و در اين احتمال سبب بعنوان جزء جمله. و چون بحث ما در حذف جمله بوده اين احتمال در اينجا شاهد مثال نخواهد بود.
و مثل هذه الفاء: شارح ميگويد: اينگونه «فا» در هركجا كه معنى ترتيب بدهد بنام فصيحه خوانده شده. و باينجهت فصيحه گفتهاند كه از جمله مقدّره پرده برميدارد و نشانگر محذوف است. و مىفهماند كه مذكور مترتّب بر محذوف است.
ولى بعضى گفتهاند «فا» فصيحه است. در صورتى كه محذوف جمله مستقل باشد و بعضى گفتهاند در صورتى كه محذوف شرط باشد. بعضى گفتهاند بهر دو تقدير فصيحه گفته شده چون دالّ بر محذوف است.
در وجه تسميه فصيحه دو وجه ديگر نيز هست. اول آنكه فاء