آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٩٥
بنوّت. و ايجاز و اطناب هم از امور نسبيّهاند.
و الجواب انه: جواب اين ايراد را شارح بيان نموده باينكه منظور سكاكى اين نبوده كه ايجاز و اطناب قابل تعريف نيستند. بدليل اينكه او نيز دو تعريف براى آنها آورده. بلكه منظورش اينست كه تعريف تحقيقى و تعيينى براى آنها نميتوان آورد. يعنى نميتوان گفت اين مقدار اطناب است و اين مقدار ايجاز.
ثم البناء على: دومين ايراد مصنف اينست كه دو معيار سكاكى براى ايجاز و اطناب احاله نمودن بر جهالت است. يعنى طورى است كه كسى درك نمىكند چهمقدار ايجاز است و چهمقدار اطناب زيرا اولا طبقات عرف مختلفاند و ثانيا مقامات گوناگونند.
و الجواب انّ: جواب اين ايراد را هم شارح چنين داده كه متعارف اوساط و مقتضاى حال و مقام هردو معلوم است. امّا اوساط كسانى هستند كه در اداء معانى قادر نيستند كه عبارات گوناگون بيآورند يا در عبارات تصرف نمايند و نكات لطيف و دقيق بسازند بلكه سبك و روش خاصى دارند كه براى بلغاء و غيربلغاء معلوم است و آن روش را در معاملات و محاورات بكار مىبرند. امّا مقتضيات حال و مقام را بلغاء خوب مىشناسند. پس اين دو معيار ردّ به جهالت نيست بلكه روشن و واضح است.
و الاقرب الى الصواب: بعد از آنكه مصنف تعريف سكاكى را قبول نكرد. خود ميخواهد هريك از ايجاز و اطناب و مساوات را تعريف نمايد. لذا ميگويد الاقرب الى الصواب. ولى بايد دانست كه «اقرب» در اينجا معنى تفضيلى ندارد. يعنى نزديك بحق اينست كه