آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٨٨
خصوصا» ايراد دارد و ميگويد: چنانكه اصل در حال افراد است اصل در نعت و خبر نيز افراد است. پس هرگاه نعت و خبر جارومجرور واقع شوند بايد باسم فاعل متعلق گردند تا مفرد شوند مانند «زيد على كتفه سيف» و «مررت برجل على كتفه سيف» پس تقدير گرفتن باسم فاعل اختصاص بحال ندارد چنانكه شيخ فرموده.
ولى ما بشارح جواب ميدهيم و ميگوئيم كلمه «خصوصا» در عبارت شيخ براى خارجكردن نعت و خبر نيست بلكه مربوط بصله موصول است. يعنى اگر جارومجرور صله موصول شود نميتوان آنرا متعلق باسم فاعل دانست.
و الظاهر انّ: در جملههاى «جائنى زيد و على كتفه سيف» يا «و على رأسه تاج» بيشتر نيآوردن واو است. شارح توضيحى دارد كه بعبارت و الظاهر بيان شده. خلاصهاش اينست كه در اينگونه جملهها چهار احتمال است: ١- جارومجرور متعلق بفعل مضارع باشد.
٢- متعلق باسم فاعل شود. ٣- متعلق بفعل ماضى. ٤- جمله اسميّه.
بنابرآنكه مبتداى مؤخر و خبر مقدم باشد. طبق دو احتمال اول آوردن واو ممتنع است. و طبق دو احتمال آخر آوردن و نيآوردن واو هردو جايز است. بخصوص در وجه دوم كه حال بمفرد برميگردد. و چون اصل در حال افراد بوده از سه احتمال ديگر ارجح است. و بهمين دليل است كه ترك واو در اين جملهها بيشتر است. ترجيح كلام شارح بر شيخ در اينست كه همه احتمالات قضيّه را كاملا بررسى كرده است.
و قال الشيخ ايضا: شيخ عبد القاهر دو مورد را بيان كرده كه ترك