آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٨٤
نحو كلمته فوه الى فىّ: جمله اسميّه كه حال شود مانند اين مثال است. شارح جمله را بتأويل مفرد برده تا بفهماند جمله اسميّه ممكن است حال از فاعل «تاء كلمتّه» يا حال از مفعول «ضمير فعل» يا حال از هردو باشد. مشافهه بمعنى لببرلب بودن است يعنى من با او سخن گفتم درحالتىكه من با او مشافه بودم. يا او با من مشافه بود يا هردو باهم مشافه بوديم.
و ايضا المشهور: اين عبارت براى آن است كه بفهماند هرگاه جمله اسميّه حال شود بدو دليل آوردن واو ارجح است:
١- جمله اسميّه دالّ بر ثبوت است پس با حال مفرده كه دالّ بر انتقال است مغاير است.
٢- جمله اسميّه ظهور در استيناف دارد. و استيناف ظهور در عدم ارتباط بما قبل دارد. ضمنا عبارت «لا على حصول صفة غير ثابته» نفى در نفى است و معنى اثبات خواهد داد.
نحو فلا تجعلوا للّه اندادا: شاهد بر جمله اسميّه است كه با واو حال شده «تعلمون» را شارح دوگونه معنى مينمايد. اول آنكه بدون مفعول بوده و فعل متعدّى نازل منزله لازم گرديده مانند آيه «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ ...» و باينجهت تفسير به انتم من اهل العلم و المعرفة كرده. دوم آنكه براى آن مفعول مخصوص ذكر نموده. و آن ماء موصوله «ما بينهما من التفاوت» است ضمير «ما بينهما» به «ما بين اللّه و بين الانداد» راجع است يعنى براى خداوند شريك قرار ندهيد در حالتى كه شما تفاوت بين خدا و شركائى كه براى او تصور نموديد مىدانيد. و مىفهميد كه خدا خالق است و آنها مخلوق و ناتوان.