آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٧٦
مستثنىمنه شامل مستثنى نميشد.
خلاصه عبارت مصنف چنين است: جمله حال ميشود و رابط آن اگر ضمير نباشد واو است مگر آنكه جمله حاليّة فعل مضارع مثبت باشد. كه در اينصورت رابط آن حتما بايد ضمير باشد.
و لا يخفى: اين جمله جواب از سئوال مقدر است. گويا كسى ميگويد: كلام مصنف بعد از اينهمه بحثها باز هم داراى اين ايراد است كه عبارت «كل جملة خالية عن ضمير ما» شامل انشائيات نيز ميشود. با آنكه انشاء صلاحيت حال شدن ندارد.
شارح جواب ميدهد كه انشائيات تخصّصا خارجند. زيرا منظور از كل جملة هرجملهاى است كه صلاحيت حال شدن را داشته باشد.
پس انشاء خودبخود خارج است.
و الّا عطف: الّا بر عبارت قبل مصنف كه گفته بود: فالجملة ان خلت عن ضمير صاحبها» عطف است. و منظور اينست كه اگر جمله داراى ضمير شود در صورتيكه فعل مضارع مثبت باشد آوردن واو ممتنع است مانند «لا تمنن تستكثر» جمله «تستكثر» حال شده و رابط آن فقط ضمير است. و فعل آن از باب استفعال است كه گاهى معنى شمردن و وجدان دارد. مانند «استحسنت زيدا» و «استقبحت عمرا» معنى آيه چنين است: عطا مكن در صورتى كه عطاى خود را بسيار بيابى يا زياد بشمرى. و گاهى معنى طلب دارد. مانند «اسْتَغْفِرِ اللَّهَ» معنى آيه چنين ميشود: عطا مكن در حالتى كه طلب عطاى بيشتر كنى. يعنى در برابر عطايت انتظار عطاى زيادترى داشته باشى.