آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٧٥
و كلماتى كه صلاحيت ذىالحال شدن را دارا نيستند از اينقرارند: نكره محضه، مبتدا و خبر.
و انّما لم يقل: اگر مصنف بجاى عبارت طولانى «عن ضمير ما يجوز ان ينتصب عنه الحال» گفته بود «عن ضمير صاحب الحال» معنى روشنتر و كلام مختصرتر بود.
شارح ميگويد اين عبارت طولانى را براى آنكه مجازگوئى نكرده باشد انتخاب كرده. زيرا در صورتى ميتوان گفت فلان اسم ذىالحال است كه براى آن حال آورده باشيم. و چون ما درصدد بيان و شرائط حال شدن جمله هستيم پس آن اسم، ذىالحال نيست. بلكه چيزى است كه جايز است براى آن حال بيآوريم. بنابراين اگر بآن ذىالحال گفته شود مجاز باعتبار «ما يؤل» است. يعنى باعتبار آينده.
ما ميگوئيم عبارات مصنف در اين بحث داراى تعقيد است. با آنكه مطلب و بحث ساده است و در اينجا ميتوانست بگويد: «ورود الجملة حالا بالواو وحدها جايز الّا فى المضارع المثبت».
و لم يقل يجوز: مصنف در عبارتش بجاى ذىالحال گفته «ينتصب عنه حال» اين جمله شامل حالى كه مضارع مثبت باشد ميگردد.
يعنى مضارع مثبت چيزى است كه ميشود حال قرار بگيرد از ذىالحال خودش. عبارت «ينتصب عنه حال» مستثنىمنه است.
و عبارت «الّا المصدرة بالمضارع المثبت» مستثنى است و مستثنىمنه شامل مستثنى نيز ميگردد. در صورتيكه اگر بجاى «ينتصب عنه حال» گفته بود «يجوز ان تقع تلك الجملة حالا عنه» شامل مضارع مثبت نميشد. زيرا مضارع مثبت جايز نيست كه با واو حال شود. پس