آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٦٨
و اگر با كليات سنجيده شود كلى خواهد شد نظير آنچه درباره سواد و بياض گفته شد.
خلاصه اين ايرادها و ايرادهاى ديگر اينست كه مطلب اصلى را بسيارى از علماء كه از آن جمله مصنف است درست متوجّه نشدند لذا بىراهه رفتند و گرفتار اين اعتراضات شدند.
فان قلت: اعتراض ديگرى بر سكاكى است باينكه در عطف دو جمله بعقيده او مىبايست جامع بين مسند و مسنداليه هردو باشد و باينجهت مثال «خفّى ضيّق و خاتمى ضيّق» را صحيح نميداند و نيز مثال «الشمس و مرارة الارنب [١] و الف باذنجانه [٢] محدثه» را بخاطر عدم وجود جامع بين مسنداليهها درست نميداند. ولى عبارات سكاكى دلالت دارند برآنكه براى عطف دو جمله باعتبار مفردى از مفردات آنها جامع كفايت مينمايد بنابراين در كلام او تضادّ و تنافى است.
قلت: جواب شارح اينست كه با دقت بيشتر در كلمات سكاكى روشن ميشود كه عبارات او ناظر بر دو بحث است. در يك مورد درباره كيفيّت جامع بحث نموده. و در مورد ديگر درباره مقدار و كميّت جامع سخن گفته. و در اين مقام بحث او مربوط به قسمت اول است. درباره مقدار جامع در جاى ديگر سخن گفته است.
و المصنّف لمّا اعتقد: مصنف نيز از كسانى است كه كلام
[١] - بمعنى زهره خرگوش.
[٢] - مراد از الف باذنجان. الف اين كلمه است در نگارش.