آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١١٥
فال بد زدن است. تفأل هميشه بلفظ ماضى است. با مضارع يا جمله اسميه نيست. مانند وفقّك اللّه للتقوى. يعنى خداوند ترا بتقوى موفق بدارد. فال نيك زديم و بلفظ ماضى آورديم باين معنى كه حتما خداوند ترا در گذشته موفق داشته و اين موفقيت براى تو انجام گرفته.
او لاظهار الحرص فى وقوعه: گاهى از انشاء به فعل ماضى تعبير مىكنند بخاطر ابراز اينكه ما علاقه بسيار داريم كه اين كار انجام شود. و از نظر روانى اين مطلب باثبات رسيده كه انسان هرگاه علاقه فراوان به چيزى داشته باشد آنرا انجام شده پيش خود تصور مينمايد.
زيرا هميشه مدّنظرش هست و بيادش خواهد بود. مانند رزقنى اللّه لقائك بجاى اللهم ارزقنى لقائك.
و الدعاء بصيغة الماضى: هرگاه شخصى كه بليغ است و لطائف سخن را دريافته دعا كند و بلفظ ماضى بيآورد. احتمال هردو جهت را دارد. هم تفأؤل. و هم اظهار حرص در وقوع مانند رحمه اللّه. اينكه گفتيم از شخص بليغ براى آنكه غيربليغ اين نكات و لطائف را نمىفهمد.
او للاحتراز عن صورة الامر: از اينجا بحث مربوط باينست كه از انشاء بلفظ مضارع تعبير شود. و اين براى احتراز از صورت امر است.
اگر بصورت انشاء بيآورد بايد بصورت امر باشد. و اينكه بصورت امر باشد. از دانى بعالى دليل بىتربيتى است. اما اگر بصورت اخبار و فعل مضارع باشد اين اشكال را ندارد. مانند ينطر المولى الّى ساعة در صورتيكه بايد انطر مىگفت. كه يا معنى دعا داشته باشد و يا