آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٠١
بآنكه بعدا جزاى سختى در انتظار شما است. در اين آيه صحيح نيست كه امر بمعنى خودش باشد زيرا لازم ميآيد خداوند آنها را رها نموده باشد.
فرق انذار با تخويف در اين است كه با انذار ابلاغ است ولى تهديد اعم است. شارح از كتاب صحاح اللغه جوهرى نقل كرده كه انذار توأم با دعوت است. طبق كلام جوهرى نيز انذار اخص ميشود زيرا تخويف ممكن است با دعوت يا بدون دعوت باشد.
و التعجيز: يعنى ناتوان گردانيدن مخاطب. مانند «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» ظاهر اين كلام طلب است ولى درواقع بمخاطب مىفهمانيم كه تو نمىتوانى مانند قرآن را بياورى. و عاجز و ناتوانى.
و الظرف اعنى قوله: شارح بعد از بيان مثال تعجيز ميخواهد مثال را تركيب كند. سه تركيب براى آيه ذكر نموده:
١- «مِنْ مِثْلِهِ» جارومجرور متعلق به فأتوا. ضمير مثله راجع به عبدنا در اين صورت معنى آيه چنين است. اگر درباره آنچه بر عبد ما نازل شده شما در شك و ترديد هستيد. پس بيآوريد از مثل عبد ما سورهاى را. منظور از مثل عبد ما، يعنى هرانسانى كه امى و درس نخوانده باشد. آن انسان سورهاى را بيآورد و يقينا از آوردن آن عاجز است.
٢- «مِنْ مِثْلِهِ» صفت سوره باشد و ضمير مثله «بِما نَزَّلْنا» برگردد. در اين صورت معنى آيه چنين است: اگر درباره آنچه بر عبد ما نازل شده شما در شك و ترديد هستيد پس سورهاى كه اين صفت