آئين بلاغت: شرح مختصر المعانى - شیرازی، احمد امین - الصفحة ١٠٠
يعنى انسان از شنيدن لفظ معنى حقيقى بذهنش برسد. چنانكه عرب نيز از شنيدن صيغههاى امر «طلب الفعل استعلاء» را مىفهمد.
تبادر داراى دو خصوصيت است و تا اين خصوصيات نباشد تبادر پيدا نميشود اول اهل لسان بودن .. در زبان عربى. عرب باديه اهل لسانند نه هركسى كه مقدارى تحصيل علوم ادبى كرده باشد.
دوم آنكه از حاقّ لفظ باشد نه آنكه همراه لفظ قرائن باشد.
پس هرگاه از «أَقِمِ الصَّلاةَ»* بذهن ما وجوب برسد تبادر نخواهد بود.
زيرا اولا ما اهل لسان نيستيم. ثانيا سوابق ذهنى قرينه وجوب خواهد بود. وجوب از حاقّ لفظ نيست بدليل اينكه از كودكى بما گفتهاند نماز واجب است.
و التبادر الى الفهم: يكى از راههاى شناخت حقيقت و بدست آوردن معنى اصلى كلمه تبادر است. البته با دو شرطى كه بيان شد.
و قد تستعمل: هرگاه صيغه امر براى غير طلب فعل بكار رود مانند اباحه، تهديد، تعجيز تسخير معانى مجازى خواهند بود. كه بترتيب شرح داده ميشود.
اباحه يعنى بمخاطب اجازه داده شود كه يكى از دو فعل را باختيار خودش انجام بدهد. يا هيچكدام از دو فعل را انجام ندهد. و يا هر دو فعل را انجام بدهد مانند «جالس الحسن او ابن سيرين». مخاطب ميتواند با هردو كه حسن و ابن سيرين است بنشيند و ميتواند با يكى از آندو نفر مجالس باشد و ميتواند با هيچكدام جليس نشود.
تهديد بمعنى ترسانيدن مخاطب است. چه با ابلاغ يا بدون ابلاغ مانند «اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ» يعنى هركار ميخواهيد انجام دهيد. اشاره
بلاغت: شرح مختصر المعانى ؛ ص١٠١