شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٢
يا اين اسناد حقيقى و بالذات است يا مجازى و بالعرض؛ اگر مجازى است، به اين معناست كه حتما موضوع ديگرى وجود دارد كه اسناد اين محمول به آن بالذات و حقيقى است و اين موضوع بالعرض فعلى با آن موضوع بالذات و حقيقى نوعى اتحاد و يگانگى دارد و همين اتحاد و يگانگى سبب شده است كه وصف و حكم آن مجازا به اين موضوع نيز اسناد داده شود. به اين موضوع بالذات «واسطه در عروض» يا «حيثيت تقييديه» مىگويند، به اعتبار اينكه واسطه در اسناد مجازى حكم به موضوع بالعرض است. حال، منظور از «اصيل» موجود بالذات و حقيقى است و منظور از «اعتبارى» موجود بالعرض و مجازى. اصيل يعنى آن چيزى كه حقيقتا موجود است نه مجازا و اعتبارى يعنى آن چيزى كه حقيقتا موجود نيست ولى ذهن مجازا آن را موجود مىداند؛ يعنى، با واسطه در عروض موجوديت را به آن نيز نسبت مىدهد.
به همين دليل گاهى بهجاى «اصيل» مىگويند: «عينى، خارجى، واقعا موجود» و بهجاى «اعتبارى» مىگويند: «ذهنى، ساخته ذهن، غيرموجود در خارج، موجود فرضى». در هرحال، از آنچه گفته شد پيداست كه «اصالت» يعنى موجوديت حقيقى و بالذات و «اعتباريت» يعنى موجوديت مجازى و بالعرض.
نكتهاى كه بايد اشاره كرد اين است كه تشخيص حقيقت و مجاز در كلمه- كه در ادبيات مورد بحث است- بآسانى ميسر است ولى تشخيص اين نوع حقيقت و مجاز كه فوقا توضيح داده شد (حقيقت و مجاز در اسناد) در همه موارد كار سادهاى نيست. در برخى از موارد، حتى اذهان ساده عرفى نيز براحتى قادر به تشخيص آن است، مانند مثال فوق، ولى در مواردى نيز دقيقترين اذهان از آن غافل مىمانند، مانند مسئله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت كه در سطور آينده بدان خواهيم پرداخت.
٤- ٢: اصالت وجود و اعتباريت ماهيت
بر هر شىء ممكنى دو مفهوم صادق است: ١- مفهوم وجود ٢- مفهومى ماهوى. مثلا درباره زيد هم مىگوييم: «زيد موجود است» و هم مىگوييم: «زيد انسان است»؛ درباره يك درخت خاص هم مىگوييم: «اين موجود است» و هم مىگوييم: «اين درخت است»، درباره رنگ برگ يك درخت هم مىگوييم: «اين رنگ موجود است» هم مىگوييم: «رنگ آن سبز است»، درباره طعم
- «نسبت، اسناد صدق و انطباق» نيز مىگويند. بنابراين. هر چهار تعبير به يك معناست.