شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠
در ١، گذشت كه مدّعاى اول بديهى و بىنياز از برهان است. مدعاى دوم نيز در ٣- ١ ثابت شد. باقى مىماند مدّعاى سوم و چهارم. ابتدا به اثبات مدّعاى سوم مىپردازيم.
١- ٤: اثبات جهت وحدت در حقيقت وجود
مقدمه اول: مفهوم وجود مفهوم واحدى است.
اين مقدمه بديهى است، شكى نيست كه مفهوم وجود واحد است و بر تمام اشيا به يك معنا صادق است. درباره اين مقدمه در فصل اول از همين مرحله به تفصيل سخن گفتيم.
مقدمه دوم: مصاديق مفهوم واحد داراى جهت اشتراك واحدى هستند.
دليل درستى اين مقدمه اين است كه اگر مفهوم واحد از حقايق متباين بما أنّها متباين قابل انتزاع باشد، هيچ ملاكى براى انتزاع و صدق مفاهيم وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر، اگر از چند چيز كه هيچ جهتى اشتراكى ندارند مفهوم واحدى قابل انتزاع باشد يا بر آنها مفهوم واحدى قابل صدق باشد، بايد بتوان هر مفهومى را از هر مصداقى انتزاع و نيز بر هر مصداقى حمل نمود و اين بديهى البطلان است- ملازمه بين مقدم و تالى در شرطيه فوق نيز بديهى است و نياز به برهان ندارد- پس انتزاع و صدق مفهوم واحد از مصاديق كثير مستلزم جهت وحدتى است در مصاديق كه همو ملاك انتزاع و صدق آن مفهوم است.
نتيجه: مصاديق مفهوم وجود- يعنى حقايق وجودى- نيز جهت وحدت دارند.
٢- ٤: وحدت حقيقت وجود عين حقيقت وجود است
ما در ١- ٤ وحدت حقيقت وجود را به منزله صفتى حقيقى و بالذات براى وجود ثابت كرديم.
از طرف ديگر، در فصل دوم/ ١- ٤- ٦، گفتيم كه همه صفات حقيقى وجود عين وجودند، پس وحدت حقيقت وجود عين حقيقت وجود است.
اكنون با اثبات چهار مدعاى ذكرشده وحدت حقيقت وجود در عين كثرت آن و كثرت آن در عين وحدتش، يعنى تشكيك وجود، ثابت مىشود:
الحقّ انّها حقيقة واحدة فى عين انّها كثيرة، لانّا ننتزع من جميع مراتبها و مصاديقها مفهوم الوجود العامّ البديهىّ و من الممتنع انتزاع مفهوم واحد من مصاديق كثيرة بما هى كثيرة غير راجعة الى وحدة مّا. و يتبيّن به انّ الوجود حقيقة مشكّكة ذات مراتب مختلفة.