شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١
و منها انّ اعادة المعدوم بعينه توجب كون المعاد هو المبتدأ، لانّ فرض العينيّة يوجب كون المعاد هو المبتدأ ذاتا و فى جميع الخصوصيّات المشخّصة حتّى الزمان، فيعود المعاد مبتدء و حيثيّة الاعادة عين حيثيّة الابتداء.
٤- ٣- ٣: برهان چهارم
اين برهان بر دو مقدمه زير استوار است:
مقدمه اوّل: اگر اعاده معدوم جايز باشد، عدد خاصى به معاد نمىتوان نسبت داد.
مقدمه دوم: تالى باطل است و لازمه موجود بودن معاد اين است كه عدد خاصى داشته باشد.
نتيجه: مقدم نيز باطل است؛ يعنى، اعاده معدوم محال است.
دليل تلازم: اگر شيئى معدوم شود و جايز باشد براى بار دوم خودش بعينه موجود شود، مىتوان مجدّدا آن را معدوم كرد و براى بار سوم موجود كرد و به همين قياس است بار چهارم و پنجم الى غير النهايه. از نظر عقل، همه اين عودها مثل هماند، پس اگر اوّلى ممكن باشد، دومى نيز ممكن است و هكذا سومى و چهارمى الى غير النهايه، همه ممكناند و محال نيست كه همه اين عودها محقق بشوند، بنابراين بىنهايت عود محقق خواهد شد. از طرف ديگر.
فرض اين است كه معاد بعينه همان مبتدأ است، پس همه بىنهايت معادها عين هم و عين مبتدأ مىباشند و هيچ تفاوتى در هيچ جهتى ندارند. لازمه اين نحو عينيت اين است كه نتوان عود اول را از عود دوم جدا كرد بهطورى كه بگوييم اين عود اول است و آن يكى عود دوم، زيرا در اين صورت معادها در عدد متفاوت مىشوند و اين خلاف مقتضاى عينيت كامل است. به همين ترتيب اين دو از عود سوم متمايز نيستند و بالأخره هيچ عودى ممكن نيست از عود ديگر با عددى خاص به خود ممتاز گردد؛ پس به هيچ معادى نمىتوان عدد مشخصى نسبت داد، زيرا بهمحض اينكه به يكى عددى مشخص نسبت دهيم با همين عدد از سايرين متمايز مىگردد و اين خلاف فرض عينيت است.
دليل بطلان تالى: دليل بطلان تالى اين است كه موجود بودن عين متشخص بودن است.
شيئى كه موجود است متشخص است و هيچ ابهامى در آن نيست و از جمله عدد آن نيز مشخص است. پس اگر معاد موجود باشد، بايد عدد آن نيز مشخص باشد؛ يعنى، مشخص باشد كه اين معاد اول است يا دوم يا سوم يا غيره: