شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨
همچنين بايد مفهوم قيام در حالىكه محمول است و در حالىكه محمول نيست هيچ تفاوتى نكند و حال آنكه وجدانا مىيابيم كه هريك از اين دو هنگامى كه بتنهايى لحاظ شوند حالشان متفاوت است از هنگامى كه در قضيه و بهصورت موضوع يا محمول ملاحظه شوند. در حالت دوم، هريك از آنها را مرتبط باهم مىيابيم، برخلاف حالت اوّل.
به تعبير سادهتر، ما وجدانا درك مىكنيم كه بين مجموعه «زيد، ايستاده» و قضيه «زيد ايستاده است» تفاوتى آشكار وجود دارد. در حالت دوم، اين مفاهيم مرتبط و پيوسته بهم هستند و مجموع آنها يك واحد بهنام «قضيه» بهوجود آورده است اما در حالت اول چند مفهوم گسسته و بىارتباط وجود دارند و مجموع آنها يك كل واحد را تشكيل نداده است. از اينجا، معلوم مىشود كه شيئى غير از خود اين مفاهيم در ميانشان محقق شده است و آنها را منسجم كرده و يك كل واحد را بهوجود آورده است؛ اين شىء همانا مفهوم «است» مىباشد و چنين شيئى در مجموعه اول مفقود است.
اين استدلال درباره هليه مركبه بود، عين همين استدلال درباره مركب تقييدى «قيام زيد» نيز جارى است:
نجد فيها [اى فى هذه القضايا و المركبات التقييديّة] بين اطرافها [اى بين الموضوع و المحمول فى القضايا المذكورة و بين المضاف و المضاف اليه فى المركبات التقييديّة المذكورة] من الامر الذى نسميّه نسبة و ربطا ما لا نجده فى الموضوع وحده و لا فى المحمول وحده و لا بين الموضوع و غير المحمول و لا بين المحمول و غير الموضوع، فهناك امر موجود وراء الموضوع و المحمول.
٢- ٢- ٤- ٣: رابط در قضيه مفهوم حرفى است
اگر رابط بين موضوع و محمول مفهومى اسمى و مستقل باشد، مستلزم اين است كه رابط نباشد، زيرا فرض مفهوم مستقل فرض مفهوم بىارتباط با ساير مفاهيم است، پس فرض رابط مستقل فرض رابطى است بىارتباط با ساير مفاهيم؛ يعنى، فرض رابطى است كه رابط نيست و اين تناقض است و محال. به عبارت ديگر، چون هر مفهوم اسمى و مستقلى بىارتباط با ساير مفاهيم است، اگر اين رابط هم از سنخ مفاهيم اسمى باشد، مستقل از موضوع و محمول و با آنها بىارتباط خواهد بود و نتيجتا بهجاى اينكه قضيه شامل دو مفهوم مستقل باشد كه به