شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧
مىشوند؛ چون اين مفاهيم نيز اعتبار صرف نيستند و ريشه در وجود خارجى دارند- زيرا منشأ انتزاع آنها همان وجود خارجى به انضمام ماهيت آن است- باز ذهن توسعه ديگرى داده براى اين مفاهيم نيز ثبوت و موجوديتى فرض كرده حكم مىكند كه اينها نيز در خارج موجودند. پس در اين مرحله نيز، نظر به اينكه منشأ انتزاع اين مفاهيم همانا وجود خارجى به علاوه ماهيت موجود- بالعرض- است، ذهن ناچار مىشود ثبوت و موجوديت خارجى را توسعه بيشترى داده شامل اينها نيز بداند. بنابراين ذهن با دو توسعه و مجاز پىدرپى هم ماهيات و هم كليه مفاهيمى را كه از وجود اشيا يا ماهيت آنها انتزاع مىشود در خارج موجود مىداند. به اين ترتيب، ذهن يك نحو ثبوت و موجوديتى اعتبار مىكند كه هم شامل وجودهاى خارجى و احكام آنهاست هم شامل ماهيات و احكام آنها هم شامل مفاهيم انتزاعى فلسفى و هم شامل اعدام. اين نحو ثبوت و موجوديت را «نفس الأمر» مىگويند. نفس الأمر با چنين معنايى مفهومى واحد است كه مصاديقى فراوان دارد: يك مصداقش همان وجودهاى خارجى- يعنى مطابق قضاياى شخصيه و خارجيه- هستند، مصداق ديگرش مطابق قضاياى حقيقيه، مصداق سومش مطابق قضاياى ذهنيه، مصداق چهارمش مطابق قضاياى فلسفى و بالاخره مصداق آخرش اعداماند كه مطابق قضاياى عدميهاند. پس نفس الأمر يك معناى جامع و كلى است كه عبارت است از ثبوت و موجوديت- اعم از حقيقى و مجازى- و اين معنا بر تمام اين محكيها و مطابقها صدق مىكند و اگر تفاوتى هست در ناحيه مصداق نفس الأمر است نه در ناحيه مفهوم آن. نتيجه اينكه نفس الأمر مشترك لفظى نيست تا در معانى متعدد بهكار رفته باشد:
و سابعا، انّ ثبوت كلّ شىء، اىّ نحو من الثبوت فرض، انّما هو لوجود هناك خارجى يطرد العدم لذاته ... و الذى ينبغى ان يقال بالنظر الى الابحاث السابقة انّ الاصيل هو الوجود الحقيقى و له كلّ حكم حقيقىّ؛ ثمّ لمّا كانت الماهيّات ظهورات الوجود للاذهان، توسّع العقل توسّعا اضطراريّا باعتبار الوجود لها و حمله عليها و صار مفهوم الوجود و الثبوت يحمل على الوجود و الماهيّة و احكامهما جميعا؛ ثمّ توسّع العقل توسّعا اضطراريّا ثانيا يحمل مطلق الثبوت و التحقّق على كلّ مفهوم يضطرّ الى اعتباره بتبع الوجود او الماهيّة، كمفهوم العدم و الماهيّة و القوة و الفعل، ثم التصديق باحكامها، فالظرف الذى يفرضه العقل لمطلق الثبوت و التحقّق بهذا المعنى الاخير هو الذى نسمّيه «نفس الأمر» و يسع الصوادق من القضايا الذهنيّة