شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨
هيچ جنس مشتركى ندارند نيز تخصصشان به نفس ذات خودشان است. اكنون در اينجا نيز، وقتى گفته مىشود تخصص حقيقت مطلق وجود به نفس ذات اوست به همين معناست؛ يعنى، وقتى ما حقيقت مطلق وجود را از يكسو و ماهيات را از سوى ديگر لحاظ مىكنيم، مىبينيم جد شدن و ممتاز شدن اين حقيقت از ماهيات احتياج به غير ندارد، بلكه خود آن بالذات و خودبخود از ماهيات جدا و ممتاز است. به عبارت ديگر، حقيقت ديگرى بين حقيقت كلى وجود و ماهيات مشترك نيست تا محتاج باشد به مخصّص و مقيدى كه آن دو را از يكديگر ممتاز سازد. ذات وجود بهخودىخود ممتاز و متخصّص است، بويژه كه وجود عينى عين تعيّن است و به قول معروف: «وجود مساوق با تعيّن است.»
واضح است كه حقيقت وجود بالحقيقة و بالذات متصف به اين نوع تخصص مىشود نه بالعرض و المجاز. اين تخصص حقيقتا صفت خود حقيقت مطلق وجود است.
ب) تخصص به مراتب
در تشكيك وجود گفته شد كه حقيقت مطلق وجود خود در خارج داراى مراتب طولى است كه تمايز آنها به كمال و نقص و شدت و ضعف است و ما به الامتياز آنها به ما به الاشتراكشان برمىگردد؛ مثل مرتبه واجب، مرتبه عقل اول، مرتبه عقل ثانى تا مرتبه عقل فعال، مرتبه عالم مثال، مرتبه عالم اجسام. ممكن است پارهاى از اين مراتب خود داراى مراتب طولى ديگرى باشند. هر مرتبهاى در واقع حصهاى از حقيقت مطلق وجود است؛ يعنى، تمام حصص و مراتب در حقيقت مطلق وجود مشتركاند. مقصود اشتراك مفهومى نيست، مقصود اين است كه حقيقت وجود با سعه وجودى خود شامل تمام اين مراتب و حصص است. واضح است كه ممتاز شدن يك حصه و مرتبه خاص از خود حقيقت كلى و مطلق، كه شامل تمام حصص و مراتب است، و نيز جدا شدن يك حصه و مرتبه از حصه و مرتبه ديگر احتياج به مقيد و مخصص دارد و خود ذات حقيقت مطلق وجود براى اين تخصص كافى نيست. در اينجا، مخصص هر مرتبهاى خصوصيت آن مرتبه است. شدت مرتبه شديد، كه عين ذات آن مرتبه است، موجب امتياز و تخصص اين مرتبه وجود است از خود حقيقت مطلق وجود و نيز از ساير مراتب.
اين نوع تخصص نيز حقيقتا و بالذات صفت مرتبه وجود است و چون مرتبه وجود به