شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤
است. آنچه مستلزم سفسطه و انكار جهان خارج است اين است كه بگوييم اشيا مجازا موجودند نه حقيقتا و مقصود حقيقت و مجاز عرفى باشد نه عقلى؛ و آنچه اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ايجاب مىكند اين است كه اشيا مجازا موجودند نه حقيقتا ولى مقصود حقيقت و مجاز عقلى است نه عرفى. پس اصالت وجود مستلزم سفسطه نيست.
براى روشن شدن تفاوت حقيقت و مجاز عقلى و عرفى، مىگوييم كه اگر قائل شويم كه چيزى حقيقتا موجود نيست و مجازا موجود است و مقصود حقيقت و مجاز عرفى باشد، به اين معناست كه اين شىء هيچگونه موجوديتى در خارج ندارد، نه خودش موجود است و نه منشأ انتزاعى در خارج دارد، بلكه معدوم صرف است و موجوديت آن فرضى محض است؛ و اگر مقصود حقيقت و مجاز عقلى باشد، به اين معناست كه اين شىء، هرچند خودش در خارج مصداق و ما بازاء ندارد، منشأ انتزاع دارد؛ يعنى، چيز ديگرى در خارج موجود است كه منشأ انتزاع اين مفهوم است. پس اگر بگوييم ماهيات مجازا موجودند و منظور مجاز عرفى باشد، به اين معناست كه نه خود اين ماهيات در خارج موجودند و نه منشأ انتزاعى دارند؛ يعنى، در خارج هيچ شىء ماهيت دارى وجود ندارد، يا اگر وجود دارد ارتباطى به مفاهيم ذهنى ما ندارد و اين سفسطه است؛ اما اگر بگوييم ماهيات مجازا موجودند و مقصود مجاز عقلى باشد، به اين معناست كه، هرچند خود اين ماهيات موجود نيستند، وجود آنها موجود است ولى اين وجود محدود است و انعكاس حدّ آن در ذهن همان مفهوم ماهوى است. پس نه مستلزم انكار جهان خارج است و نه مستلزم بىارتباطى خارج و ذهن، لذا هيچ محذورى ندارد. اصالت وجود مستلزم انكار موجوديت حقيقى ماهيت به لحاظ عقلى است نه مستلزم انكار موجوديت حقيقى آنها به لحاظ عرفى. بنابر اصالت وجود، گرچه با دقت عقلى و فلسفى ماهيات حقيقتا موجود نيستند، به معنايى كه عرف كلمه «حقيقت» و «مجاز» را بهكار مىبرد ماهيات حقيقتا موجودند.
٦- ٦: فرع ششم- زيادت وجود بر ماهيت
١- ٦- ٦: توضيح مدّعا
در اين فرع، دو مطلب مورد بحث است كه در كتب فلسفى تحت عنوان «زيادة الوجود على الماهية ذهنا» و «اتحاد الوجود مع الماهيه خارجا» مطرح مىشود. اين دو مسئله قبلا در ٢- ٢ و