شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٧
آن را پذيرفت و پس از ايشان اين اصطلاح رايج گرديد و اصطلاح «وجود رابط» براى چنين معنايى متروك شد. به اين وجود «وجود لغيره يا ناعتى» نيز مىگويند. بحث مربوط به آن در فصل سوم همين مرحله خواهد آمد.
٦: فروع
و يتفرّع عليه فروع:
١- ٦: فرع اول- ظرف وجود رابط
ظرف وجود رابط ظرف طرفين آن است. اگر طرفين وجود رابط دو وجود خارجى باشند، وجود رابط نيز وجودى است خارجى و اگر طرفين آن دو وجود ذهنى، يعنى دو مفهوم باشند، وجود رابط نيز خود امرى ذهنى، يعنى از سنخ مفاهيم حرفى، است. برهان اين مطلب مبتنى بر دو مقدمه زير است:
مقدمه اوّل: تحقق وجود رابط در ظرفى غير از ظرف طرفين خود مستلزم انفكاك رابط است از طرفينش. اين مقدمه بديهى است و احتياج به توضيح ندارد.
مقدمه دوم: انفكاك رابط از طرفين خود محال است.
گفته شد كه رابط عين قيام و ارتباط و اتصال به طرفين است. پس فرض وجود رابط منفك از طرفين فرض رابطى است كه ارتباط و اتصال و قيام به طرفين ندارد؛ يعنى، فرض رابطى است كه رابط نيست كه تناقض است و محال. پس نسبت و ربط خارجى بين دو امر خارجى و نسبت و ربط ذهنى بين دو امر ذهنى محقق مىشود و در يككلام وجود رابط با طرفين خود از جهت ذهنى و خارجى بودن سنخيت دارد:
الاوّل، انّ الوعاء الذى يتحقّق فيه الوجود الرابط هو الوعاء الذى يتحقّق فيه وجود طرفيه، سواء كان الوعاء المذكور هو الخارج او الذهن. و ذلك لما فى طباع الوجود الرابط من كونه غير خارج من وجود طرفيه. فوعاء وجود كلّ منها هو بعينه وعاء وجوده، فالنسبة الخارجيّة انّما تحقّق بين طرفين خارجيّين و النسبة الذهنيّة انّما بين طرفين ذهنيّين. و الضابط انّ وجود الطرفين مسانخ لوجود النسبة الدائرة بينهما و بالعكس.
البته در اينكه چيزى بهنام «نسبت» يا «وجود رابط در ذهن»، يعنى مفهوم حرفى وجود،