شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٩
در فصل اول اين مرحله، وجود به دو قسم منقسم شد: وجود فى نفسه و وجود فى غيره. در اين فصل، قسم اول، يعنى وجود فى نفسه، خود به دو قسم ديگر تقسيم مىشود: وجود لنفسه و وجود لغيره. پس اين دو تقسيم در طول هم هستند و حاصل آن دو را مىتوان به اين شكل بيان نمود: وجود يا فى نفسه لنفسه است يا فى نفسه لغيره و يا فى غيره كه معمولا آنها را باختصار «وجود لنفسه» و «لغيره» و «فى غيره» مىگويند. بهوجود لغيره «وجود رابطى» نيز مىگويند. ما براى روشن كردن مدعا ابتدا تصويرى از اين دو بهدست مىدهيم و سپس با مقايسه بين وجود رابطى و غيررابطى با ذكر مثال سعى مىكنيم تصوير روشنترى ارائه كنيم و آخر الأمر به تطبيق مطالب گفتهشده با عبارات كتاب مىپردازيم، پس از آن نوبت به ساير مطالب مىرسد.
١: توضيح مدعا
١- ١: تصويرى از وجود لغيره و وجود لنفسه
وجود لغيره يا وجود رابطى وجودى است كه هيچگاه تنها موجود نمىشود، هميشه همراه و مقارن با وجود ديگرى بهنام «محلّ» تحقق مىيابد ولى اين مقارنت و همراهى مقارنت و همراهى عرفى نيست.
مقارنتهاى عرفى از حدّ مجاورت مكانى يا معيّت زمانى و يا وقوع چيزى در مكان خودش تجاوز نمىكند. اين مقارنتها موجب وابستگى و ارتباط حقيقى نمىشود. هريك از دو مقارن از ديگرى مستقل است و به همين سبب چنين مقارنتهايى موجب رفع نقص و تحقق كمال براى هيچيك از دو شىء مقارن نمىشود. هريك از آن دو بعد از مقارنت همان حالى را دارند كه قبل از مقارنت داشتند، نه بهواسطه مقارنت يكى واجد كمالى مىشود كه قبلا نداشت و نه قبل از مقارنت داراى نقصى است كه با اين مقارنت قابل جبران باشد. اين وضع مقارنتهاى عرفى است، برخلاف مقارنت بين وجود رابطى و محلّ آن.