شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٦
مقدمه اول اين قياس درست است ولى كليت مقدمه دوم آن جاى تأمّل دارد و بايد تفصيل داده شود. توضيح اينكه، هرچند عدم حقيقى چيزى نيست و وجود و تمايزى ندارد تا نوبت به مستقل يا رابط بودن آن برسد، ذهن انسان قادر است به تبع وجودى كه اين عدم عدم آن است وجود و شيئيت و تمايز براى آن فرض كند و بعد از اين فرض به تبع همين وجود آن را رابط يا مستقل اعتبار نمايد، اگر آن وجود رابط است، عدم آن نيز رابط است و اگر آن وجود مستقل است، عدم آن نيز مستقل است. براى روشن شدن مقصود، علت و معلول را در نظر مىگيريم. آنچه در خارج محقق است تنها وجود علت و وجود معلول است و اگر رابطه عليت و معلوليتى وجود داشته باشد، حقيقتا بين همين دو وجود است و لا غير ولى ذهن انسان عدم علت را نيز شيئى فرض مىكند كه جاى خالى وجود علت را پر كرده است و همچنين است در عدم معلول. با چنين فرضى عدم علت غير از عدم معلول و متمايز از آن است و نيز هركدام از اين دو داراى شيئيت و وجود هستند. پس ذهن انسان با اين فرض براى عدم علت و عدم معلول وجود و شيئيت و تمايزى به تبع وجود علت و وجود معلول فرض كرده است و پس از اين فرض، به دليل مقارنت ضرورى بين اين دو عدم در خارج، يكى را علّت و ديگرى را معلول اعتبار مىكند، بدينترتيب، علىرغم اينكه در خارج نه عدم علت هست نه عدم معلول و نه تأثير و تأثرى بين اين دو، حكم مىكند به اينكه عدم علت علت عدم معلول است و ما نيز اين حكم را صادق مىدانيم. اكنون عدم مستقل و عدم رابط نيز به همين صورت قابل تصويرند. مثلا، براى اعتبار وجود رابط عملكرد ذهن به اين شكل است كه ذهن قضيه سالبه را كه بين موضوع و محمول آن در خارج ارتباطى نيست در نظر مىگيرد. ابتدا در مطابق اين قضيه، يعنى بين موضوع و محمول آن در خارج، وجود رابط نيافته جاى آن را خالى مىبيند و درنتيجه حكم مىكند به اينكه در خارج بين اين موضوع و محمول وجود رابط نيست يا وجود رابط معدوم است. تا اينجا براى عدم شيئيت و وجودى فرض نكرده است ولى سپس فرض مىكند كه اين عدم چيزى است كه جاى خالى آن وجود را پر كرده است، با چنين فرضى به تبع وجود رابط براى عدم آن نيز شيئيت و وجود و تمايز اعتبار مىكند. اكنون براى اين عدم كه با اعتبار فوق شيئيت و وجود پيدا كرده است اعتبار ديگرى مىكند به اين صورت كه همانطور كه خود وجود رابط يك رابط وجودى بين وجود خارجى موضوع و محمول است هنگامى كه باهم مرتبطاند، عدم آن نيز يك رابطه عدمى بين وجود خارجى موضوع و محمول